X
تبلیغات
آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی

حوزه آسیب شناسی

بررسي پيامدهاي اهداي جوايز به فرزندان ممتاز فرهنگيان در دوره هاي ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه شهر نج

بررسي پيامدهاي اهداي جوايز به فرزندان ممتاز فرهنگيان

در دوره هاي ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه شهر نجف آباد

  

خلاصه :

يكي از مهم ترين عواملي كه آموزش و پرورش با استفاده از آن مي تواند در پرورش نيروهاي انساني كار آمد به موفقيت دست يابد بهره گيري مناسب و صحيح از ابزاز تشويق مي باشد. امروزه تحقيقات تجربي نشان داده است كه تشويق مهم ترين عامل ايجاد و تغيير رفتاتر در افراد بوده ولذا اين تحقيق تاثير اهداي جوايز بر ايجاد انگيزه پيشرفت تحصيلي و انضباط اجتماعي در دانش آموزان ممتاز را مورد بررسي قرار مي دهد تا برنامه ريزان با آگاهي از نتايج روحي و اجتماعي اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز فرهنگي به تنظيم برنامه هاي مناسب پرداخته و زمينه را براي رشد علمي و فرهنگي آينده سازان فراهم نمايند.

 

هدف تحقيق :

اهداف كوتاه مدت اين تحقيق آگاهي برنامه ريزان آموزشي از عملكرد خود در نحوه تشويق دانش آموزان ممتاز فرهنگي طي چند سال گذشته و اطلاع از نقاط ضعف و قوت اين برنامه تشويقي ، شناسايي آثار و نتايج رواني و اجتماعي اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز فرهنگي با استفاده از ديدگاه دانش آموزان ، اولياء و مسؤولان مقاطع مختلف تحصيلي و اهداف بلند مدت آن شامل شناخت راه هاي مناسب جهت چگونگي تشويق دانش آموزان ممتاز و ايجاد زمينه براي شناسايي معضلات و مشكلات امر تشويق كليه دانش آموزان ممتاز مدارس و برنامه ريزي براي        سال هاي آينده مي باشد.

 

روش تحقيق :

روش اين تحقيق پيمايشي بوده و جامعه آماري آن دانش آموزان ممتاز فرهنگيان ، اولياي دانش آموزان ممتاز و مسؤولان مدارس دوره هاي ابتدايي و راهنمايي و متوسطه در سال تحصيلي 78-77 مي باشد كه محقق با استفاده از روش هاي نمونه گيري خوشه اي ( جهت گزينش مدارس ) ، اتفاقي ساده ( براي انتخاب دانش آموزان و مسؤولان ) و سيستماتيك جور كردني ( براي جور نمودن تعداد زنان و مردان در گروه اولياء ) تعداد 384 نفر ( 170 دانش آموز ، 170 نفر از اولياء و 44 نفر از مسؤولان ) را به عنوان جامعه نمونه آماري انتخاب و براي كسب اطلاعات پژوهش از پرسشنامه و مصاحبه استفاده نموده است .

 

نتايج تحقيق :

1-اهداي جوايز به عنوان يك نيروي محرك باعث ايجاد انرژي لازم در دانش آموزان براي پيشرفت تحصيلي متناسب با توان بالقوه آنها شده و از افت تحصيلي جلوگيري مي نمايد.

2-اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز فرهنگي تاثير كمي در رفتارهاي انضباطي آنها دارد كه البته ازبين  دوره هاي مختلف تحصيلي ، اهداي جوايز در دوره ابتدايي تاثير بيشتري را بر انضباط آنها داشته است .

3-اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز باعث سبقت جويي آنها براي دسترسي به نمرات بالاتر ، همكاري ، مطالعه گروهي ، تقليد از ديگران و مي گردد .

4-اهداي جوايز بر ميزان رضايت و خشنودي دانش آموزان ، اولياء و مسؤولان تاثيري در حد كم داشته بنابراين جوايز اهداء شده به دانش آموزان ممتاز از جهت تناسب با مقام و منزلت معلمان و دانش آموزان ممتاز ، نحوه انجام عمل ، نوع ، مقدار و تناسب براي رفع نيازها سنخيت نداشته و درنهايت عدم رضايت دريافت كنندگان را به دنبال داشته است.

5-اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز تاثيري بيشتر از حد متوسط بر جوانب رواني و اجتماعي آنها داشته و باعث انگيزش انضباط ، رقابت و رضايت آنان در سطح متوسط مي شود .

6-اكثر پاسخگويان ( 90 درصد ) معتقد به تشويق با استفاده از انواع تقويت دروني ( رضايت خاطر ناشي از يادگيري ) و بيروني ( جايزه و مدال و ) مي باشند.

7-از نظر دانش آموزان ممتاز و اولياء  پول ( حساب پس انداز ) ، مسافرت و اردو و كتاب هاي درسي و غير درسي به ترتيب اولويت مطلوب ترين نوع جايزه مي باشد .

8-بيش از 65 درصد از پاسخگويان معتقدند كه  اولياي فرهنگي و فرزندان آنها بايد در برگزاري مراسم تقديرحضور داشته و بهترين زمان برگزاري مراسم را روز دانش آموز مي دانند .

9-1/ 77 درصد از دانش آموزان و اولياء و 1/83 درصد از مسؤولان عامل انضباط را به عنوان مهم ترين معيار اهداي جوايز مي دانند .

 

پيشنهادهاي محقق :

1-مشخص نمودن جايگاه واقعي تشويق و تنبيه .

2-تامين اعتبار جهت تقويت دانش آموزان مستعد .

3-تاسيس مراكز علمي و فرهنگي و آموزشي و تفريحي جهت استفاده دانش آموزان ممتاز فرهنگي با توجه به كثرت اينگونه دانش آموزان .

http://pgmedu.blogfa.com

 

محقق : محمد اسماعيلي  ناظر : دكتر ثريا معمار

گرد آوری حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:35  توسط   | 

بررسي ميزان و نقش تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه در پركردن اوقات فراغت دانش آموزان

 

  بررسي ميزان و نقش تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه در پركردن اوقات فراغت دانش آموزان


خلاصه تحقیقات این صفحه :

_بررسي ميزان و نقش تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه در پركردن اوقات فراغت دانش آموزان

_بررسي زمينه هاي گرايش نوجوانان و جوانان به مسائل سوء تربيتي در استان گلستان

_ بررسي پيامدهاي اهداي جوايز به فرزندان ممتاز فرهنگيان  در دوره هاي ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه شهر نجف آباد

 

بررسي ميزان و نقش تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه در پركردن اوقات فراغت دانش آموزان 

خلاصه :

اوقات فراعت به عنوان يك نياز انسان امروز داراي اهميت زيادي بوده به گونه اي كه يكي از دلمشغولي هاي هر نظامي پر كردن اوقات فراغت آحاد جامعه مي باشد . امروزه بر اساس اصل رقابت بين نهادها ، تلويزيون ارتباط تنگاتنگي با نظام هاي آموزشي و خانواده داشته و اين رسانه تلاش مي نمايد تا جايگاه مهمي در هدايت و كنترل افراد جامعه به ويژه نوجوانان و جوانان داشته باشد و لذا اين رسانه مي تواند موجبات سعادت يا گمراهي نسل آينده را فراهم آورد كه از اين نظر ضرورت دارد برنامه ريزان به هماهنگي نظام آموزشي با برنامه هاي اين رسانه بپردازند ولي به واسطه انفجار اطلاعاتي نظام هاي سياسي امواج تلويزيوني به عنوان مهمانان ناخوانده تمامي حريم هاي خانوادگي را شكسته و خود را بر جامعه تحميل مي نمايند . لازم به ذكر است كه در استان گلستان به واسطه قرار گرفتن در حاشيه درياي خزر و همسايگي با كشورهاي تازه استقلال يافته امكان دريافت امواج تلويزيوني اين كشورها بسيار آسان بوده كه اين امر در روند الگوپذيري و كسب هويت بيگانگان آثار منفي برجاي خواهد گذاشت .با توجه به موارد فوق اين تحقيق درپي علل گرايش جوانان و نوجوانان به تماشاي برنامه هاي اينگونه تلويزيون ها بوده و چرا نقش تلويزيون ايران در مقايسه با كشورهاي بيگانه كم رنگ تر مي باشد ؟ ويا چگونه مي توان جوانان ونوجوانان را به تماشاي برنامه هاي تلويزيون ايران علاقه مند ساخت و چگونه مي توان نقش تلويزيون هاي بيگانه را در غني سازي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان كاهش داد ؟

 

هدف تحقيق :

هدف اصلي اين تحقيق شناخت مقايسه اي نقش و جايگاه تلويزيون ايران و تلويزيون هاي كشورهاي بيگانه در پركردن اوقات فراغت جوانان ، دلايل جذب آنها به برنامه هاي تلويزيون بيگانه و ارائه راه كارهاي مناسب براي كاهش اين علاقه و اهداف جزيي آن شامل : بررسي ساعات اختصاص داده شده به برنامه هاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه ، علل گرايش جوانان به تماشاي تلويزيون كشورهاي بيگانه ، شناخت نقش و جايگاه تلويزيون اين كشورها در پركردن اوقات فراغت جوانان ، بررسي رابطه وضعيت تحصيلي و ويژگي هاي عمومي دانش آموزان با تماشاي برنامه هاي تلويزيوني ايران و كشورهاي بيگانه ، نقش تلويزيون ايران و ساير كشورها در الگو دادن به جوانان ، جايگاه تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه در كسب هويت جوانان ، شناخت راه هاي جذب جوانان و نوجوانان به تماشاي برنامه هاي تلويزيون ايران و ارائه راه كارها براي امنيت فرهنگي استان گلستان مي باشد.

 

روش تحقيق :

اين تحقيق در چارچوب ديدگاه هاي موجود در روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي  مكتب مبادله انجام گرفته و بر اساس عناصر سه گانه موجود در نگرش ( شناخت ، احساس و آمادگي براي عمل ) و قضاياي پنجگانه (( هومنز )) شامل : ( موفقيت ، انگيزه ، تشويق و تنبيه ، محروميت و اشباع و قضيه پرخاش ) و براي دگرگوني در نگرش از نظريه (( ساپ و هارولد )) ، تئوري (( تسري )) (( گرونبرگ )) و (( هاولند )) استفاده شده و بر اساس واقعيات و تئوري هاي موجود فرضيات مطرح گرديده است . روش غالب در اين تحقيق پيمايشي بوده كه براي جمع آوري اطلاعات از مصاحبه ، پرسشنامه و اسناد و مدارك وجهت سنجش اعتبار از ابزار (( آلفاي كرانباخ )) استفاده شده است . جامعه آماري اين تحقيق كليه دانش آموزان دختر و پسر سال سوم متوسطه استان گلستان ( 30164 نفر ) بوده كه محقق با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي طبقه اي تعداد 384 دانش آموز دختر و پسر را به عنوان جامعه نمونه آماري انتخاب نموده است . 

 

نتايج تحقيق :

1-پسران كمتر از دختران به تماشاي تلويزيون ايران پرداخته و بيشتر به برنامه هاي تلويزيون هاي بيگانه رغبت دارند و علت اين تفاوت نيز مربوط به منش (( ملي ايراني )) و محدوديت هاي در نظر گرفته شده براي جنس مؤنث و همچنين آداب و رسوم و هنجارهاي موجود در جامعه مي باشد .

2-بين سن دانش آموزان دختر و پسر با تماشاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه جهت گذراندن اوقات فراغت رابطه معني داري وجود ندارد .

3-بين رشته تحصيلي دانش آموزان ( علوم انساني ، رياضي و فيزيك ، علوم تجربي و فني و حرفه اي )  با تماشاي تلويزيون ايران و نيز استفاده از تلويزيون كشورهاي بيگانه جهت گذراندن اوقات فراغت تفاوت معني داري وجود دارد .

 4-بين دانش آموزان مشغول به تحصيل در مدارس  دولتي و غير انتفاعي از نظر تماشاي برنامه هاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه تفاوت معني داري وجود ندارد .

5-بين معدل تحصيلي پسران و دختران با تماشاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه رابطه معكوس وجود دارد بدين معني كه هرچه معدل تحصيلي پايين تر باشد ميزان استفاده از تلويزيون جهت گذراندن اوقات فراغت افزايش مي يابد.

6-بين محل سكونت دانش آموزان پسر و دختر با تماشاي تلويزيون ايران تفاوت معني داري وجود نداشته اما با تماشاي تلويزيون هاي بيگانه رابطه وجود دارد بدين معني كه جوانان شهرنشين در مقايسه به روستانشينان وقت بيشتري را به تماشاي تلويزيون كشورهاي بيگانه اختصاص مي دهند .

7-بين مناطق محل تحصيل جوانان با ميزان ساعات استفاده از تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه جهت گذراندن اوقات فراغت رابطه وجود دارد و اين امر ناشي از تفاوت هاي فرهنگي ، جغرافيايي و اجتماعي بين مناطق مي باشد .

8-بين شغل پدران جوانان با ميزان استفاده آنها از برنامه هاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه تفاوت معني داري وجود داشته اما درخصوص شغل مادران اين تفاوت مشاهده نمي شود.

9-بين تحصيلات پدران و مادران دانش آموزان جوان و نوجوان با تماشاي برنامه هاي تلويزيون ايران و بيگانه رابطه اي وجود ندارد .

10-به اعتقاد دانش آموزان دختر و پسر برنامه هاي تلويزيون ايران از تنوع برخوردار نبوده و بالعكس به دليل وجود تنوع در برنامه هاي تلويزيون هاي بيگانه ،  دختران وپسران بيشتر اوقات فراغت خود را به اين برنامه ها اختصاص        مي دهند.

11-هرچه ميزان علاقه به تحصيل در پسران و دختران بيشتر باشد ميزان ساعات اختصاص داده شده به تماشاي تلويزيون ايران و كشورهاي بيگانه كاهش مي يابد .

12-بين پخش برنامه هاي غير اخلاقي به وسيله تلويزيون كشورهاي بيگانه با ميزان ساعات اختصاص داده به تماشاي برنامه هاي بيگانه رابطه معني داري وجود دارد و اين عامل هم براي پسران و هم دختران به عنوان يك متغير       ترغيب كننده مي باشد.

13-بين ميزان عدم انطباق برنامه هاي تلويزيون ايران با برآورده كردن نيازهاي جوانان و ميزان استفاده آنها از برنامه هاي تلويزيون كشورهاي بيگانه جهت گذراندن اوقات فراغت رابطه وجود دارد .بدين معني كه هرچه برنامه هاي تلويزيون ايران منفي تر وبه خواسته هاي جوانان توجه ننمايد ميزان ساعات اختصاص داده شده به تماشاي برنامه هاي تلويزيون ايران كاهش و توجه به بيگانه افزايش مي يابد .

14-ميزان پايبندي خانواده هاي جوانان به امور ديني در تماشا يا عدم تماشاي برنامه هاي كشورهاي بيگانه چندان تاثيري ندارد .

15-بين ميزان حساسيت نظام جمهوري اسلامي با ساعات اختصاص داده شده به تماشاي تلويزيون كشورهاي بيگانه رابطه معني داري وجود دارد .

16-بين ميزان ساعات تماشاي تلويزيون كشورهاي بيگانه با الگو گرفتن رفتاري جوانان رابطه وجود دارد .www.zibaweb.com

 

پيشنهادهاي محقق :

1-اتخاذ سياست هاي اقناعي و ايجاد شناخت لازم در مورد سوء تماشاي برنامه هاي بيگانه از طريق طرح گفتگوي جوانان و همچنين همسو سازي برنامه هاي تلويزيون بر اساس خواسته هاي منطقي دانش آموزان .

2-ايجاد تنوع و جاذبه در برنامه هاي تلويزيون ايران و تلاش در جهت جلوگيري از سانسور افراطي برنامه ها .

3-برنامه ريزي جدي در خصوص متنوع و پربار نمودن برنامه هاي تلويزيون ايران به ويژه در فصل تابستان به توجه به اوقات فراغت دانش اموزان و مساعد بودن هوا جهت استفاده از برنامه هاي تلويزيون بيگانه .

4-از طريق آموزش هاي منطقي به ويژه با استفاده از امكانات و برنامه هاي آموزش و پرورش مانند آموزش خانواده شرايط را براي نهادينه كردن ديدگاه ها و ارزش هاي مورد اجماع فراهم شده تا لااقل تفاوت معني داري بين فرزندان خانواده هاي مذهبي با فرزندان خانواده هاي غير مذهبي فراهم آيد.

5-استفاده از ابزارهاي غير مستقيم و پرهيز از افراطي گري و حساسيت هاي بيش از اندازه .

6-استفاده از شخصيت هاي موجه در رسانه هاي گروهي و هماهنگي بين گفتار و كردار در زندگي فردي و اجتماعي.

7- پخش برنامه هاي جاذب ، فيلم هاي سينمايي مناسب ، سانسور نكردن اخبار داخلي و خارجي ، عدم شركت در درگيري هاي سياسي و جناحي ، اتخاذ شيوه هاي تبليغ مناسب مذهبي ، دعوت مخالفان و موافقان در ميزگردهاي مختلف ، دوري از مقدس مآبي و برخورد منطقي با قضايا ، ارائه الگوهاي منطقي جهت الگوپذيري جوانان ، تنظيم برنامه ها بر اساس نظرسنجي . http://pgmedu.blogfa.com

محقق : علي اكبر محمد رضايي همكاران طرح : حسينعلي سرگزي ، علي وطني و زينب آلوستاني 

*****************************************

 

بررسي زمينه هاي گرايش نوجوانان و جوانان به مسائل سوء تربيتي در استان گلستان

  

خلاصه : 

پديده بزهكاري نوجوانان و جوانان ( مسائل سوء تربيتي ) يكي از مهم ترين و جدي ترين معضلات فرهنگي-اجتماعي جامعه امروز بوده و پرداختن به اين مساله مهم از ابعاد و زواياي گوناگون امري كاملا“ ضروري و اجتناب ناپذير است .از سويي آينده هر كشوري به تربيت نسل جوان و نوجوان آن بستگي داشته و چنانچه اين نيروها در بستر ي مناسب رشد و پرورش يابند يقينا“ آن كشور در مسير رشد و توسعه خود با مشكلي مواجه نخواهد شد .تحقيق حاضر به پديده گرايش جوانان و نوجوانان  به مسائل سوء تربيتي ( بزهكاري ) به عنوان يك مساله اجتماعي  نگريسته و درصدد تبيين زمينه هاي اين گرايش مي باشد.

 

هدف تحقيق :

هدف از اين تحقيق مشخص نمودن مفهوم و تقسيم بندي موجود در بزهكاري ، عوامل مؤثر بر بزهكاري ( اقتصادي ، اجتماعي ، رواني و جسمي ) ، تاثير گذاري وسايل ارتباط جمعي و خانواده  بر گرايش نوجوانان و جوانان به مسائل سوء تربيتي ، تاثير اعتقادات مذهبي بر كاهش بزهكاري ، شناخت راه كارهاي مؤثر در كنترل وقوع بزهكاري و شناخت راه هاي مؤثر اصلاح و تربيت بزهكار مي باشد .

 

روش تحقيق :

با توجه به هدف پژوهش روش تحقيق حاضر پيمايشي بوده و جامعه آماري آن دانش آموزان متوسطه شهرستان گنبد و نوجوانان پسر كانون اصلاح و تربيت شهرستان گرگان مي باشد كه محقق به دليل محدود بودن تعداد نوجوانان بزهكار تمامي آنها ( 60 نفر ) و با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده تعداد 90 نفر از دانش آموزان پسر دوره متوسطه را به عنوان جامعه نمونه آماري انتخاب نموده است .ابزار گرد آوري اطلاعات پرسشنامه بوده كه به صورت سؤالات بسته و باز توسط محقق با پرسش شونده تكميل گرديده است .در اين تحقيق براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون كاي اسكور پيرسون و رگرسيون استفاده شده است .www.zibaweb.com

 

نتايج تحقيق :

1-هرچه ميزان سواد افراد افزايش يابد از ميزان بزهكاري كاسته خواهد شد .

2-داشتن درآمد مكفي جهت رفع نيازهاي اوليه در كاهش بزهكاري مؤثر مي باشد .

3-داشتن روابط صميمي و دوستانه بين اعضاي خانواده در كاهش بزهكاري نوجوانان بسيار مهم مي باشد.

4-كاهش اعتقادات مذهبي باعث گرايش نوجوانان به بزهكاري خواهد شد .

5-بين استفاده از وسايل ارتباط جمعي و بزهكاري جوانان و نوجوانان رابطه معني داري وجود ندارد .

6-بين وجود تعارض فرهنگي در جامعه و بزهكاري جوانان و نوجوانان رابطه معني داري وجود دارد .

7- از بين عوامل مؤثر در مبارزه و پيشگيري اعمال خلاف ، دوري كردن از دوستان بد با 3/27 درصد ، ايجاد كار و پركردن مناسب اوقات فراغت با 3/19 درصد و توجه بيشتر والدين به فرزندان با 7/12 درصد بيشترين تاثير را دارد.

 

پيشنهادهاي محقق :

1-ايجاد محيطي آرام وسالم و به دور از نزاع و درگيري در محيط خانواده .

2-استفاده از روان شناسان و مددكاران متخصص در محيط زندان .

3-تشكيل گروه هاي كاري در محلات و مناطق  جهت فعاليت نوجوانان و جوانان .

4-توسعه مراكز مشاوره خانواده در شهرستان ها .

5-گنجاندن مطالبي در قالب مضرات سيگار و در كتب درسي .

http://pgmedu.blogfa.com

محقق : عليرضا قرباني ناظر : حسينعلي سرگزي

*****************************

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:31  توسط   | 

کارکرد عمليات رواني رسانه‌‌اي


کارکرد عمليات رواني رسانه‌‌اي در انتخابات دهم مطالعه موردي بی.بی.سی فارسي احمد باصري[1] چکيده منظور از عمليات رواني مجموعه‌اي از اقدامات تبليغي و رواني يك كشور يا گروه به عنوان عامل كارگزار در جهت تحت تأثير قرار دادن اذهان، افكار، عقايد و خواست‌هاي كشورها يا جوامع هدف با تکیه بر زمينه‌ها و ابزارهاي سياسي، اقتصادي و نظامي به منظور ايجاد تغيير مطلوب و مطابق مقاصد كشور کارگزار است. اين مقاله براي تبيين نقش رسانه‌ها در عمليات رواني ابتدا به بررسي نظريه‌هاي مرتبط با اثربخشي رسانه‌ها شامل نظريه گلوله جادويي، تأثیرات محدود رسانه‌ها، کاشت، جبرگرایی رسانه‌ای مک‌لوهان، مارپیچ سکوت نومان و نظريه مگ‌گوایر پرداخته و سپس تاكتيك‌هاي نبرد رسانه‌اي از ديدگاه تافلر را بررسی و ارزيابي می‌کند. در پایان نیز به صورت موردی اخبار شبکه فارسی بی.بی.سی در خصوص انتخابات دهم رياست جمهوري و نحوة به‌کارگیری فنون رسانه‌اي براي دستکاري افکار عمومي در این رسانه مورد بررسی قرار گرفته است. نتايج اين بررسي نشان مي‌دهد مهم‌ترین ویژگی‌های رسانة اثربخش (به ویژه تلویزیون) كه به وفور توسط شبكه خبري بی.بی.سی مورد استفاده قرار مي‌گيرد شامل انجام مطلوب کارکردهای رسانه‌ای، رعایت اصول و قواعد انتشار اخبار (مهندسی خبر)، عرضه غیرمستقیم آموزش و تبلیغ، بهره‌گیری از گویندگان و گزارشگران جذاب، مقبول و مسلط، اجتناب از یک سویه شدن اخبار و گزارش‌های خبری، افزایش برنامه‌های انتقادی، رعایت اصول و روش‌های تبلیغاتی، توجه به نیاز و منش مخاطبان و بهره‌گیری از افراد خلاق در تهیه و تدوین برنامه‌ها مي‌باشد. اين شبکه توانسته تا حد زيادي از اين فنون براي اثربخشي اخبار و محتواي رسانه‌اي خود استفاده ‌كند. واژگان کلیدی: عمليات رواني، رسانه، افکار عمومي، تبلیغات، برجسته‌سازی.   مقدمه عمليات رواني عبارت از اقدامات تبليغي و رواني يك كشور يا گروه به عنوان عامل كارگزار در جهت تحت تأثير قرار دادن اذهان، افكار، عقايد و خواسته‌هاي كشورها يا جوامع هدف با اتكا به زمينه‌ها و ابزارهاي سياسي، اقتصادي و نظامي به منظور ايجاد تغيير مطلوب و مطابق مقاصد كشور کارگزار است. ابزارهاي عمليات رواني در سه سطح به منظور هدايت تصاوير ذهني مخاطبان انجام مي‌گيرد: 1- مبادلات آموزشي- فرهنگي: جذب و اعطاي بورس تحصيلي، نخبه‌سازي و آموزش دمكراسي به نخبگان به منظور ايجاد تغييرات مورد نظر در عرصه‌هاي اجتماعي – فرهنگي و سياسي؛ 2- دیپلماسي رسانه‌اي: راديو و تلويزيون (ماهواره)، اينترنت، در راستاي گسترش و تقويت فرهنگ غيررسمي و انديشه‌هاي سياسي معارض؛ 3- فعال‌سازي سازمان‌هاي غيردولتي: با هدف نمايش اتفاق‌نظر ميان نمايندگان دولت و انديشمندان مستقل در زمينه چگونگي برخورد با موضوعات مرتبط؛ عمليات رواني بر پايه اين اركان و ابزارها، برای تأثيرگذاري بر جامعه هدف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اين مقاله به دنبال تبيين نقش رسانه‌ها در عمليات رواني مي‌باشيم. تافلر معتقد است: فعاليت‌هاي رسانه‌اي و ارتباطي عرصه نبرد آينده را مي‌سازند، از نظر وي رسانه‌ها از گلوله‏هاي سلاح‌هاي جنگي بسيار مرگبارترند. همچنين چامسکی (2005)، فریدمن (2008) و ویندال (2006) معتقدند در دنیای امروز هیچ کنش جمعی و جنبش اجتماعی شکل نمی‌گیرد، یا استمرار نمی‌یابد، مگر آنکه یک یا چند رسانه جمعی "آتش تهیه" آن را فراهم کنند. بومی[2](2001)، تیموتی[3](2005) و محققان دیگر، بر این باورند که در دنیای امروز ماهواره‌ها قادرند با پوشش فراگیر جهانی ملت‌ها و گروه‌های مختلف را علیه نظم و نظام حاکم بر کشورشان برانگیزند. این محققان در تأیید ادعایشان به نقش رسانه‌های فراملی (ماهواره‌های امریکا) در ایجاد چند انقلاب مخملی در کشورهای آسیای میانه و تهییج برخی گروه‌های قومی افریقا و امریکای لاتین علیه حکومت‌های خویش اشاره می‌کنند. الیاسی (1384) نیز در تحلیلی پیرامون عملیات روانی رسانه‌ای امریکا علیه ایران نشان داده است که امریکای‌ها برای تهییج اقوام ایرانی علیه جمهوری اسلامی عمدتاً از رسانه‌های فارسی مقیم امریکا، به ویژه شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای(VOA) استفاده می‌کنند. اکنون بیش از یک دهه است كه از حضور ماهواره‌های تلویزیونی در صحنه ارتباطات مي‌گذرد و بهره‌برداری از خدمات آن در همة کشورهای جهان مرسوم و معمول شده است. گرچه در تمام این مدت حاکمیت انحصاری قدرت‌های بزرگ بر ماهواره‌ها و پیام‌های آن برقرار بوده، اما همة دولت‌ها از فناوری ماهواره استقبال کرده و از قدرت آن، دچار وحشت و هراس نشده‌اند، علت آن این است که دولت‌ها هنوز هم حق انتخاب خود را در مورد آنچه مردمشان باید ببینند و بشنوند محفوظ می‌دارند و این همان حقی است که با ظهور ماهواره‌های پخش مستقیم پایمال خواهد شد (مک کرامل، 2004). ماهواره‌های پخش مستقیم قادرند برنامه‌های خود را بر روی باندی موسوم به اس.اچ.اف[4] ارسال کنند که برای همة تلویزیون‌ها با تیونر مجهز قابل دریافت است. این تکنیک پیشرفته به شبکه‌های تلویزیونی غرب اجازه می‌دهد مخاطبین بیشتری را در سراسر جهان برای برنامه‌های خود بیابند. در حال حاضر شبکه‌ای از ماهواره‌ها بر فراز جو زمین حضور دارند که قادرند به طور همزمان برنامه‌های مستقیم صدها کانال تلویزیونی را برای مردم پخش کنند. به همین ترتیب در کشور ما نیز هم اکنون صدها کانال تلویزیونی قابل دریافت است که بیشتر آنها توسط ماهواره "الیمپوس" پخش می‌شوند و همة این برنامه‌ها با نصب گیرنده‌های کوچک به راحتی قابل رؤیت و بهره‌برداری هستند. با پیشرفت سریع کیفیت و ارزان شدن گیرنده‌های خصوصی که هر روز با ابعاد کوچک‌تر به بازار عرضه می‌شود، طبیعی است که همه روزه بر تعداد پیام‌گیران ماهواره افزوده شود. ما در آینده‌ای نزدیک، به یقین شاهد خواهیم بود که شبکه‌های مختلف تلویزیونی جهان مانند کانال‌های ملی به آسانی در گیرنده‌های منازل دیده می‌شوند. بی‌تردید مهم‌ترین انگیزه و هدف از ارسال ماهواره‌های ارتباطی، منافع اقتصادی، سیاسی، تجاری و فرهنگی است. ماهیت مادی و استثماری فرهنگ سلطه که هویت انسان را از دریچة اقتصادی و مادیت ارزیابی می‌کند، بی‌تردید در تمامی پیام‌های ماهواره حضور خواهد داشت. اما نباید فراموش کرد که کانال‌های تجاری نیز تأثیرات فرهنگی و سیاسی به دنبال دارند. زیرا امپریالیسم اقتصادی برای نهادینه کردن مناسبت‌های سرمایه در کشور‌های دیگر ناگریز از صدور فرهنگ یک سویه بوده و خواهد بود (کریمی، 1385). در اين مقاله تلاش داريم با بررسي مباني نظري كاركرد رسانه‌ها در تحولات افكار عمومي جامعه، مهم‌ترين روش‌ها و فنون رسانه‌اي در دستكاري و هدايت اذهان مخاطب را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و از آنجا كه ادعا مي‌شود شبكه بی.بی.سی فارسي به عنوان مهم‌ترين ابزار عمليات رواني رسانه‌اي در حوادث پیش و پس از انتخابات يكي از رسانه‌هاي اثربخش در تحولات جامعه ايران بوده است، به طور موردي به بررسي و تحليل محتواي خبري اين رسانه در طول تبليغات انتخابات رياست جمهوري دهم و حوادث پس از آن بپردازيم.   نظریه‌های مربوط به تأثیر رسانه‌ها نخستین نظریه‌ای که پیرامون دامنة تأثیرات رسانه‌های عمومی فرمول‌بندی شده است "نظریة گلوله[5]" است، که از آن با اسامی دیگری، نظیر، نظریه سوزن تزریقی یا نظریه کمربند انتقال، نیز یاد می‌شود (چفی[6]، 1977). بانیان ‌این نظریه بر‌این باورند که: پیام‌های ارتباط جمعی بر همة مخاطبانی که در معرض آنها قرار می‌گیرند تأثیرات قوی و کمابیش یکسانی دارند (سوربن و تانکارد، ترجمه دهقان، 1381). با وجود‌ این، برخی شواهد پژوهشی (برای مثال کاتز [7]، 1998)، نشان داده‌اند که آدمی موجودی انتخابگر و پردازش‌کنندة اطلاعات، و برخوردار از عقل سلیم است. از همین روی به باور آنان، دامنه تأثیر رسانه‌ها بر او محدود است. یا به تعبیر روان‌شناسان (برای مثال بارن[8]، 2001)، آدمی بر اساس تجارب گذشته و نظام باورهای خود، تصمیم می‌گیرد که «خود را در معرض چه نوع اطلاعاتی قرار دهد». از همین روی، او رسانه‌ای را برمی‌گزیند که پیام‌ها و اطلاعات منتشره از طریق آن با نظام باورهای او همخوانی بیشتري داشته باشد. در تقابل با دیدگاه گلوله، دیدگاه نظری دیگری فرمول‌بندی و ارائه شده است که از آن تحت عنوان "تأثیرات محدود رسانه‌ها[9]" یاد می‌شود. ژوزف کلاپر[10] (1960) در اثری تحت عنوان "تأثیرات ارتباط جمعی" به تشریح‌ این الگوی نظری پرداخته است. به باور کلاپر، نخست: وسایل ارتباط جمعی به صورت مستقیم بر مخاطبان تأثیر نمی‌گذارند، بلکه تأثیرات خود را از طریق عوامل واسطه‌ای بر جای می‌نهند. دوم: عوامل واسطه‌ای رسانه را به یک عامل ثانویه و نه یک عامل علّی، تبدیل می‌سازند. بر اساس نظر متولیان دیدگاه "تأثیرات محدود"، رسانه‌ها تأثیراتی ناچیز بر مخاطبان خود بر جای می‌گذارند. چنین تأثیرات محدودی نیز زمانی آشکار خواهد شد که مخاطبان خواهان آن باشند. سومین نظریه مربوط به تأثیرات رسانه‌ها "نظریه کاشت" است. فرمول‌بندی‌ این نظریه حاصل تحقیقات گسترده‌ای است که گرینر و دیگران (1980) پیرامون تأثیرات تلویزیون انجام دادند. به باور گرینر و همکارانش، تلویزیون با نفوذ فراگیر در بین خانواده‌ها مبادرت به کاشت جهان‌بینی، نقش‌ها و ارزش‌های رایج در ذهن آنان می‌کند. به زغم بانیان و حامیان نظریه کاشت، تلویزیون بیش از هر رسانه دیگری اندیشه‌ها، سبک زندگی و روابط درون و برون فردی افراد جامعه را شکل می‌دهد. چون،‌ این رسانه بیش از رسانه‌هاي دیگر در زندگی روزمره مردم حضور دارد. با وجود ‌این، امروزه ‌این واقعیت آشکار شده است که تلویزیون به تنهایی قادر به ‌ایجاد نظرات، نگرش‌ها، احساسات و باورهای ثابت در مخاطبان نيست، بلکه تأثیر تلویزیون توسط متغیر‌ها و عوامل دیگر، تعدیل یا تشدید می‌شود. لیکن، شواهد زیادی وجود دارد (برای مثال پول[11]، 2001 را ببینید) که نشان می‌دهد تأثیر تلویزیون در کاشت نظرات و دیدگاه‌ها، در اقشار پایین جامعه بیش از اقشار متوسط و بالای جامعه است. ناگفته پیداست که ‌این تفاوت ناشی از عواملی متنوع و متعدد است. اما در اين بین، نقش عامل "دسترسی به سایر منابع اطلاعات" در اقشار متوسط و بالای جامعه، برجسته‌تر از سایر عوامل است. نظریه مک لوهان، که از آن تحت عنوان "نظریه جبرگرایی رسانه‌ای[12]" یاد می‌شود يکي از اثرگذارترين نظريه‌هاي رسانه است. مک لوهان با بیان جمله کوتاه و موجز "رسانه پیام است" رویکردی نوین به رسانه‌ها عرضه داشت. به باور او هر یک از رسانه‌ها بر کارکرد یک یا چند حس از حواس ما تأثیر می‌گذارند. او، تلویزیون را رسانه‌ای دیداری، شنیداری و بساوایی (لامسه‌ای) می‌داند و معتقد است تلویزیون زندگی ما را دوباره به صورت قبیله‌ای در خواهد آورد. ما بر اثر تلویزیون از دولت– ملت‌های مجزا دور شده و یک دهکده جهانی خواهیم داشت (سوربن و تانکارد، ترجمه دهقان، 1381، ص 394). نوئل نئومان[13] (1980) در باب تأثیر رسانه‌ها نظریه‌ای جدید عرضه کرده است که به نظریه "مارپیچ سکوت" مشهور شده است. سوربن و تانکارد ‌این نظریه را به شرح زیر خلاصه کرده‌اند: در خصوص یک موضوع مناقشه‌انگیز، اغلب مردم در باره واکنش افکار عمومی حدس‌هایی می‌زنند. آنها سعی می‌کنند دریابند که نظر آنان در اکثریت قرار دارد یا در اقلیت. پس از آن می‌کوشند تا دریابند که تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آنها قرار دارد یا نه، چنانچه آنان احساس کنند که در جهت مخالف قرار دارند سعی می‌کنند که در باره موضوع، سکوت اختیار کنند. همچنین اگر تصور کنند که تغییر افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از آنهاست، به اختیار کردن سکوت گرایش می‌یابند. آنها هر چقدر بیشتر احساس کنند که دیدگاه متفاوتی عرضه نشده است هم بیشتر ساکت می‌مانند (ص 397). از نظر نوئل نئومان رسانه‌ها به سه روش بر مارپیچ سکوت تأثیر می‌گذارند: نخست: ‌این باور را در افراد جامعه ‌ایجاد می‌کنند که عقاید مسلط چه نوع عقایدی هستند؛دوم: به افراد جامعه القاء می‌کنند که چه عقایدی در حال شکل‌گیری و گسترش‌اند و در پايان به افراد جامعه القاء می‌کنند که ابراز برخی عقاید موجب منزوی شدن آنها می‌شود، در حالی‌که ابراز برخی عقاید دیگر با استقبال سایر افراد جامعه روبه رو می‌شود. مگ گوایر[14](1986) با رویکرد دیگری به تأثیرات رسانه‌ها، به ویژه رادیو و تلویزیون، پرداخته است. او به جای بحث در خصوص دامنه و میزان تأثیر رسانه‌ها به دسته‌بندی انواع تأثیرات رسانه‌ها پرداخته است. به باور او، رسانه‌ها دارای دو تأثیر مطلوب و نامطلوب هستند. از نظر مک گوایر مهم‌ترین تأثیرات مطلوب رسانه‌ها شامل: تأثیر بر الگوهای مصرف، رفتار رأی دادن، افزایش آگاهی‌های عمومی و بهبود رفتار عمومی، تغییر و بهبود سبک زندگی، تلقین‌ ایدئولوژی و تعلیم آموزه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است. همچنین مهم‌ترین تأثیرات نامطلوب رسانه‌ها شامل: افزایش رفتار پرخاشگرانه، ترویج آرمان‌ها و گروه‌های مبتذل، گسترش اندیشه‌های قالبی و کلیشه‌ای، ترویج رفتارهای نامناسب جنسی و ایجاد فرایندهای فکری نامتعادل است. به طور خلاصه می‌توان نتیجه گرفت همة نظریه‌پردازانی که در ‌این بخش از آنها سخن به میان آمد معتقدند رسانه‌ها، به ویژه رسانه‌های دیداری و شنیداری، قادرند بر اندیشه‌ها، زندگی و الگوهای رفتاری مخاطبان تأثیر بگذارند، لیکن، همان‌گونه که نشان داده شد، بین صاحب‌نظران بر سر میزان تأثیر رسانه‌ها اتفاق‌نظر جامعی وجود ندارد. برخی معتقدند رسانه‌ها تأثیری شگرف، قوی، بی‌بدیل و بی‌رقیب بر اندیشه و رفتار مخاطبان بر جای می‌گذارند. در حالی‌ که، برخی دیگر از نظریه‌پردازان بر "اثرِ تعدیل یافتة رسانه‌ها" معتقدند.‌ از نظر آنان عوامل و متغیر‌های فردی، محیطی و اجتماعی قادرند تأثیرات رسانه‌ها را دستخوش تغییر سازند.   روش‌ها و فنون رسانه‌ای در دستکاری اذهان با در نظر گرفتن ديدگاه‌هاي مختلف در خصوص روش‌هاي مورد استفاده رسانه‌ها در دستكاري افكار عمومي در ‌این بخش، سه رویکرد برجسته‌سازی، تبلیغات و شکاف آگاهی به اختصار مورد بحث قرار می‌گیرند.   برجسته‌سازی در فرضیه برجسته‌سازی باور بر آن است که رسانه‌های خبری با ارائه و انتشار اخبار و اطلاعات دلخواه خود، اندیشه مردم پیرامون موضوعات معین را شکل می‌دهند. به تعبیر‌ روشن‌تر، فرضیه برجسته‌سازی اذعان می‌دارد که: 1-         توجه رسانه‌های جمعی به موضوعات معین موجب می‌شود تا اهمیت آن موضوعات از نظر مردم افزایش یابد؛ 2-         رسانه‌های جمعی با پوشش زیاد خبری خود نحوه اولویت‌بندی مشکلات عمومی توسط مردم را تعيین می‌کنند؛ 3-         رسانه‌های جمعی اولویت‌های خود را بر مردم تحمیل می‌کنند. آنها اولویت‌های توده مردم را شکل می‌دهند؛ 4-         رسانه‌های جمعی در برخی شرایط با پوشش خبری و محتوای خود، جهت‌گیری ذهنی سیاستمداران، مدیران و رهبران کشور را تعیین می‌کنند (رابینسون [15]، 2003). مفهوم برجسته‌سازی به شکلی دقیق در بیان لنگ[16] و لنگ انعکاس یافته است. آنان معتقدند: رسانه‌های جمعی توجه خود را به موضوعات خاص معطوف می‌دارند. آنها از چهره‌های سیاسی تصاویر عمومی می‌سازند و به صورت مستمر موضوعاتی را عرضه می‌کنند که نشان‌دهنده مسائلی است که توده مردم باید دربارةآنها فکر کنند، بدانند و احساس کنند (سوربن و تانکارد، 1992 ص 328). فرضیه برجسته‌سازی در چند دهه گذشته تحقیقات و مطالعات وسیعی را معطوف خود ساخته است. لیپمن[17](1965) با اذعان به‌این واقعیت که «رسانه‌های جمعی تصاویر اذهان ما را شکل می‌دهند» محققان را برای کنکاش در ابعاد و الزامات برجسته‌سازی رسانه‌ای برانگیخته است. مک کامبز[18] و شاو[19](1972) با بررسی تأثیرات رسانه‌ها بر انتخابات 1986 امریکا، در زمره اولین کسانی قرار می‌گیرند که به صورت نظام‌مند تأثیرات برجسته‌سازی رسانه‌ای را مطالعه کرده‌اند. آنان در بررسی‌های خود نشان دادند رسانه‌ها با پوشش خبری ویژه و اغراق‌آمیز تأثیری عمیق بر "رأی‌دهندگان نامصمم" برجای می‌گذارند و آنان را بر می‌انگیزند تا ضمن شرکت در انتخابات به کاندیدای معینی رأی دهند. محققانی دیگر همچون‌ اینگرام[20] و دیگران (1990) برجسته‌سازی در تلویزیون و تأثیرات آن را بر مخاطبان مورد مطالعه قرار داده‌اند. آنان نشان داده‌اند که تلویزیون با تحت پوشش قرار دادن برخی موضوعات و نادیده گرفتن موضوعات دیگر، می‌تواند بر اذهان و رفتار مخاطبان تأثیر بگذارد. به باور ‌این محققان، برجسته‌سازی تلویزیون بیشتر بر مخاطبانی تأثیر می‌گذارد که آگاهی چندانی پیرامون موضوعات پوشش داده شده نداشته باشند. محققان مختلف در بررسی‌ها و مطالعات خود فرایند و الزامات برجسته‌سازی رسانه‌ها را شناسایی کرده‌اند. بسیاری از آنان بر‌این باورند که یک یا چند رسانه زمانی می‌توانند یک موضوع را برجسته ساخته و به عنوان اولویت اصلی مردم معرفی کنند، که الزامات زیر را رعایت کنند: یافتن موضوع، قالب‌دار کردن موضوع گزینش شده، پوشش فراگیر، نام‌گذاری ویژه، استفاده از کد اسمی و شتاب بخشیدن به موضوع از طریق افراد معروف و مقبول. یادآوری این نکته لازم است كه برجسته‌سازی به تدریج رخ خواهد داد و استمرار اهمیت موضوع برجسته شده نیز چندان به درازا نمی‌کشد. از همین روی، رسانه‌های جمعی پس از چند مدت دامنه توجه خود را از یک یا چند موضوع، به یک یا چند موضوع دیگر معطوف می‌دارند. از آن گذشته، محققان (برای مثال مانهایم[21]، 1987) نشان داده‌اند که افزون بر رسانه‌ها، عوامل دیگری نیز بر فرایند برجسته‌سازی تأثیر می‌گذارند. به باور مانهایم برجسته‌سازی حاصل اولویت‌های رسانه‌ها، نهادهای سیاسی و توده مردم است. براساس مطالب یاد شده می‌توان نتیجه گرفت که رسانه‌ها قادرند با تمرکز بر بخشی از واقعیات و حقایق و پوشش فراگیر آن، اذهان گروه وسیعی از افراد جامعه را معطوف موضوعات خاص کنند و با ارزش‌گذاري حقایق و اغراق در آن ارزش‌گذاری می‌توانند بر ارزش‌گذاری‌های جامعه تأثیر بگذارند. همچنين برجسته‌سازی رسانه‌ها اغلب پیرامون موضوعاتی موفقیت‌آمیز است که مخاطبان آشنایی چندانی با آنها نداشته و در آن موضوعات همخوانی بالایی با نیازها و خواسته‌های آنها داشته باشند و سرانجام اينكه برجسته‌سازی در قلمروهایی که با اولویت‌های سیاسی جامعه هماهنگ باشد بیشتر احتمال وقوع دارد.    فرضیه شکاف آگاهی  فرضیه شکاف آگاهی اساساً یک فرضیة بدبینانه دربارة کارکرد رسانه‌ها در افزایش آگاهی اقشار و طبقات مختلف جامعه است. ‌این فرضیه تأکید می‌کند که طبقات پایین اجتماع، در مقایسه با طبقات بالای اجتماع، با تأخیر قادرند از اطلاعات منتشره در رسانه‌ها بهره گیرند. از همین روی، شکاف و فاصله سطح دانش و آگاهی آنان روز به روز عمیق‌تر می‌شود. تیکنور[22] و دیگران (1970) برای اولین بار به بیان‌ این فرضیه پرداختند. به باور آنان وقتی ریزش اطلاعات رسانه‌های جمعی به نظام اجتماعی افزایش می‌یابد، افراد دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی بالاتر سریع‌تر از افراد دارای پایگاه اجتماعی پایین‌تر، آن اطلاعات را کسب می‌کنند، به گونه‌ای که شکاف بین آگاهی افراد‌ این طبقات روز به روز افزایش می‌یابد (ص160). به باور تیکنور و دیگران،‌ این شکاف، به ویژه در موضوعات علمی، سیاسی و اطلاعات عمومی، بیشتر رخ می‌دهد. فرضیه شکاف آگاهی پس از فرمول‌بندی و عرضه اولیه، انتقاداتی را برانگیخت. به ویژه محققانی همچون فیسک[23] و دیگران (1972) اذعان داشتند که رسانه‌ای نظیر تلویزیون با ارائه متنوع اطلاعات در صدد از میان بردن شکاف آگاهی طبقات مختلف برآمده و به موفقیت‌هایی دست یافته است. در پی ‌این انتقادات، متولیان فرضیه در پی اصلاح آن بر آمدند. آنان در شکل تجدیدنظر شدة فرضیه، اذعان داشتند که شکاف آگاهی در زمینة همه موضوعات رخ نمی‌دهد. برای مثال در موضوعات تعارض‌آمیز اجتماعی به معمول شکاف آگاهی کمتر است. چون، همه اقشار جامعه به ‌این موضوعات توجه نشان می‌دهند. همچنين در جوامع پلورالیست (تکثرگرا)، که دسترسی به رسانه‌های متعدد و متنوع برای همگان میسر است شکاف آگاهی کمتر است. تبلیغات  برخی صاحب‌نظران (برای مثال میرز، 2001) بر‌این باورند که امروزه نقش تبلیغاتی رسانه‌ها برجسته‌تر از نقش آموزشی آنهاست. به باور آنان رسانه‌های مختلف بیش از آنکه در پی افزایش دانش مردم باشند در پی "توجیه ‌ایدئولوژیک" آنان و القای باورها و نگرش‌های سیاسی خاص به آنان هستند. محققان (برای مثال ارنسون و پراتکانیس، ترجمه سیدامامی و عباسی، 1383) نشان داده‌اند که رسانه‌ها برای افزایش تأثیر پیام‌های خود بر مخاطبان از عناصر، اصول و روش‌های معینی استفاده می‌کنند. لاینبرگر (1974) عناصر اصلی تبلیغات را در واژه stasm خلاصه کرده است. عناصر مندرج در ‌این واژه عبارتند از: منبع[24]، زمان[25]، مخاطبان[26]، موضوع[27] و هدف یا مأموریت[28].  به باور لاینبرگر متولیان یک رسانه خبری زمانی می‌توانند پیام‌های تبلیغاتی خود را به مخاطبان القاء کنند که هدف خود را به گروهی خاص و در زمان و مکانی معین محدود سازند؛ روابط حاکم میان گروه‌های مخاطب و واکنش آنان در برابر پیام تبلیغاتی را بدانند و اطلاعات کافی دربارة روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مخاطبانشان داشته باشند.  برخی دیگر از محققان (به عنوان مثال کاتز، 1998) اصول اساسی تبلیغات رسانه‌ای را به شرح زیر برمی‌شمارند: 1-                       خودداری از نشر اکاذیب قابل شناسایی (به ویژه در تبلیغات سفید)؛ 2-                       اجتناب از مخالفت با عقاید و نگرش‌های پایدار و ریشه‌ای مخاطبان؛ 3-                       تکیه و تأکید بر عقاید و نگرش‌های مساعد و موافق مخاطبان؛ 4-                       تنظیم پیام و گزارش بر اساس واقعیات محیطی؛ 5-                       تنظیم پیام و موضوع بر اساس دانش و درک عمومی مخاطبان؛ 6-                       هماهنگی بین تبلیغات و سایر فرایندهای سیاسی، اقتصادی و... جامعه؛ و 7-                       برخورداری از شتاب و سرعت کافی در ارسال پیام. به باور کاتز، رسانه‌ای که یک یا چند اصل از ‌این اصول هفتگانه را نادیده گیرد نه تنها قادر به ‌ایجاد تأثیرات مطلوب در مخاطبان نیست، بلکه ممکن است واکنش مخالفت‌جویانه مخاطبان را نیز برانگیزد. مؤلفان و نظریه‌پردازانی نظیر میرز (2002)، بارون (2000) و پراتکانیس و ارنسون (1383) در بررسی‌های خود توانسته‌اند برخی از روش‌ها و فنون تبلیغات اثربخش رسانه‌ای را شناسایی و معرفی کنند. برخی از مهم‌ترین آن روش‌ها به شرح زیرند: - تکرار و نه اشباع                  -گزینش بر اساس خواسته‌های مخاطبان - سکوت و بایکوت در مواقع ضروری     - ایجاد کانون‌های خبری     - مقایسه                    - استفاده از نیاز به هم‌رنگی مخاطبان - کنترل انتظارات مخاطبان            - شیوه الگودهی            - القای غیرمستقیم و‌ ایجاد شبهه      - شیوه تداعی (تسری)       - نام‌گذاری                  - توسل به ترس - اغراق و بزرگ‌نمایی             - زهرگیری                 محققان و مؤلفان پیش‌گفته شواهدی ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد رسانه‌ها با بهره‌گیری از ‌این روش‌ها پیوسته مبادرت به دستکاری اذهان مخاطبان، و شکل‌دهی باورها و دیدگاه‌ها و نگرش‌های آنان، می‌کنند. همچنین، نشان داده‌اند که رسانه‌های یک کشور با بهره‌گیری از روش‌هایی نظیر "هشدار قبلی"، "واکسیناسیون"، "افشاگری"، "به سخره گرفتن" و "تحلیل کارشناسانة" روش‌های تبلیغاتی رسانه‌های رقیب، می‌توانند مخاطبان خود را در برابر تأثیرات تبلیغاتی آن رسانه‌ها مقاوم سازند. عمليات رواني و تبليغي در شبكه بی.بی.سی فارسي شبکه بی.بی.سی فارسي با استفاده از منابع غني و متنوع سرويس جهاني بي.‌بي.‌سي و قدرت بازتوليد بسيار زياد و بهره‌گيري از دو هزار خبرنگار در بيش از 70 دفتر خبري در دنيا و تعامل خبرنگاران و تهيه‌كنندگان تلويزيون فارسي بي.بي.سي با راديو و وب‌سايت فارسي جهت پرداختن به موضوعات سياسي، اجتماعي و فرهنگي براي جذب مخاطب به ويژه قشر جوان در 25 دي 1388 شروع به کار کرد. براي ارزيابي اصول و فنون رسانه‌اي شبكه خبري بی.بی.سی فارسي از روش تحليل محتوا استفاده شد. جامعة آماری اين مطالعه عبارت بود از همة محتواي خبري پخش شده در برنامه‌هاي خبري شبکه تلويزيوني بی.بی.سی فارسي در طي روزهاي دوم تا بيست دوم خرداد ماه 1388 بود. با توجه به محدود بودن جامعه آماري همة محتواهاي خبري به صورت تمام‌شماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. مجموع عناوين خبري اين رسانه در روزهاي انتخابات دهم در جدول زير ارائه شده است. جدول 1: تعداد عناوين خبري در روزهاي تبليغات انتخاباتي روز‌ها تعداد روزها تعداد 2 5 12 3 3 7 13 6 4 6 14 2 5 3 15 9 6 4 16 12 7 8 17 5 8 - 18 7 9 4 19 7 10 3 20 4 11 5 21 7   اين نتايج  نشان مي‌دهد که در 20 روز تعداد 107 عنوان خبري مرتبط با انتخابات دهم رياست جمهوري ايران در اين شبکه تلويزيوني پخش شده است. اين ميزان محتوا، شامل 19773 کلمه است، تذکر این نکته ضروری است که اين عناوين خبري بين يک تا 12 بار در بخش‌هاي مختلف خبري تکرار شده است. جدول 2: تکرار اسامي کانديداها در کل اخبار کانديدا تعداد درصد محمود احمدي‌نژاد 130 39.2 ميرحسين موسوي 94 28.3 مهدي کروبي 80 24.1 محسن رضايي 28 8.4 کل 332 100     نتايج جدول و نمودار یاد شده نشان مي‌دهد که بيشترين عناوين و محتواي خبري اخبار بي‌بي‌سي مربوط به احمدي‌نژاد با 39.2 درصد و سپس موسوي با 28.3 درصد مي‌باشد و کمترين ميزان عناوين خبري مربوط به محسن رضايي با 8.4 درصد است. تفاوت‌هاي موجود از طريق آزمون مجذور کاي  (x=64.627,df=2 , p=0.000) در سطح اطمينان 99 درصد معنادار تلقي مي‌شود. جدول 3: اخبار مثبت و منفي مرتبط با نامزدهاي انتخاباتي نامزد مثبت منفي خنثي کل   احمدي‌نژاد تعداد 19 21 3 43   درصد سطري 44.2 48.8 7.0 100.0   درصد ستوني 38.8 95.5 50.0 55.8   موسوي تعداد 16 1 3 20   درصد سطري 80.0 5.0 15.0 100.0   درصد ستوني 32.7 4.5 50.0 26.0   کروبي تعداد 8 0 0 8   درصد سطري 100.0 .0 .0 100.0   درصد ستوني 16.3 .0 .0 10.4   رضايي تعداد 6 0 0 6   درصد سطري 100.0 .0 .0 100.0   درصد ستوني 12.2 .0 .0 7.8 کل تعداد 49 22 6 77   درصد سطري درصد ستوني 63.6 28.6 7.8 100.0   100.0 100.0 100.0 100.0   نتايج جدول یاد شده نشان مي‌دهد بيشترين عناوين و محتواي خبري اخباري مثبت مربوط به احمدي‌نژاد با 44.2 درصد و سپس موسوي با 32.7 درصد مي‌باشد و کمترين ميزان عناوين خبري مثبت مربوط به محسن رضايي با 12.2 درصد است. اما وقتي به صورت هر کانديدا مقايسه‌ صورت مي‌گيرد نتايج حاکي از آن است که صد در صد اخبار مربوط به رضايي و کروبي مثبت و 80 درصد اخبار مربوط به موسوي مثبت است، در حالي که تنها 44.2 درصد اخبار مربوط به احمدي‌نژاد است. تفاوت‌هاي موجود نيز از طريق آزمون مجذور کاي (x=22.848 , df=6 , p=0.001) در سطح اطمينان 99 درصد معنادار است.   نمونه اخبار مثبت مرتبط با احمدي‌نژاد آقای احمدی‌نژاد تأکید کرده آن کسی که «اموال بیت‌المال را ببرد و با پررویی در برابر این ملت، این را حق و میراث خود بداند مورد پذیرش ملت ایران نخواهد بود.» نگرانی بسیج دانشجویی برای جان احمدی‌نژاد: بسیج دانشجویی ۳۱۳ دانشگاه ایران در نامه‌ای سرگشاده به دبیر شورای‌عالی امنیت ملی خواستار تلاش بیشتر برای حفظ جان محمود احمدی‌نژاد شد.   نمونه اخبار منفي مرتبط با احمدي‌نژاد محمدعلی ابطحی گفته است: «آقای احمدی‌نژاد به دلیل آرای شکننده خود نسبت به دور قبل، ملاحظات را کنار گذاشته و برای کسب رأی از امکانات دولتی استفاده می‌کند.» حسن روحانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از اعضای جامعه روحانیت مبارز از دولت محمود احمدی نژاد به خاطر آنچه "پمپاژ پول در خوابگاه‌ها، روستاها و شهرهای بزرگ برای خرید رأی در آستانه انتخابات" خوانده، به شدت انتقاد کرده است. علی‌اکبر ناطق نوری رئیس پیشین مجلس ایران با صدور اطلاعیه‌ای، اتهاماتی که در جریان یک مناظره انتخاباتی از سوی محمود احمدی نژاد مطرح شده بود را نقض سوگند رئیس جمهوری خواند. نمونه اخبار مثبت در خصوص موسوي میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، برنامه اقتصادی خود را منتشر کرده است. حمایت اصلاح‌طلبان مجلس از موسوی: فراکسیون خط امام که متشکل از اصلاح‌طلبان مجلس است با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی حمایت کرده است. درخواست موسوی از طرفدارانش: میرحسین موسوی هم بیانیه داده و با انتقاد از "تحرکات مشکوک در جهت تخریب فضای تبلیغات انتخاباتی"، از مردم خواسته تا هوشیار باشند.   برخي اخبار در خصوص کروبي مهدی کروبی گفته است در صورت پیروزی در انتخابات، غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران را به عنوان معاون اول خود انتخاب می‌کند. کروبی، یکی از نامزدهای جناح اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری ایران می‌گوید در صورت پیروزی در انتخابات، می‌کوشد از زندانی شدن یا ستاره‌دار شدن دانشجویان منتقد جلوگیری کند. یک فرمانده ارشد نیروهای مسلح ایران به مهدی کروبی هشدار داده است که نیروهای بسیج را به دخالت در انتخابات متهم نکند. آقای کروبی شکست خود در انتخابات قبلی توسط محمود احمدی نژاد را به "دخالت عجیب و غیرقانونی" بسیجیان و سپاه پاسداران نسبت داده بود.   برخي اخبار در خصوص رضايي محسن رضایی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران از جناح اصولگرا می‌گوید که دولت ایران "پرمصرف‌ترین دولت دنیا" است و او قصد دارد در صورت پیروز شدن در انتخابات اصلاح این مشکل را در اولویت قرار دهد. محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران و نامزد ریاست جمهوری، طرح تبدیل خدمت سربازی اجباری به یک شغل را مطرح کرده است. رضایی: مناظره پیشنهاد من بود: محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران و نامزد انتخابات ریاست جمهوری در ورزشگاه هفتم تیر تهران در جمع هواداران خود گفته است که برگزاری مناظره بین نامزدها، پیشنهاد وی به عزت‌الله ضرغامی رئیس صدا و سیما بوده است.   استفاده از تکنيک برجسته‌سازي 1- آیت‌ا... مکارم شیرازی: سخنانی نگویید که کل نظام یا کل اسلام زیر سؤال برود. آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه با صدور اعلامیه‌ای، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرده و گفته کاری نکنند که باعث "شادی دشمنان و یأس بعضی دوستان شود." آیت‌ا... مکارم شیرازی به نامزدها توصیه کرده "سخنانی نگویند که کل نظام یا کل اسلام زیر سؤال برود و نسبت‌هایی به یکدیگر دهند که سبب شادی دشمنان و یأس بعضی دوستان شود و روی آنها در خارج مانور دهند.“ این مرجع شیعه، نامی از نامزدها نبرده اما اشاره وی به سخنان محمود احمدی‌نژاد است که در مناظره با میرحسین موسوی با زیر سؤال بردن عملکرد 24 سال گذشته، برخی از مقامات ارشد نظام، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس پیشین مجلس و خانواده‌های آنها را به قانون‌گریزی و انباشت ثروت متهم کرد. آقای مکارم شیرازی، از نامزدها خواسته که "اگر نسبت ناروایی به هر کس داده شده بلافاصله پس از انتخابات عذرخواهی کنند و ریشه اختلافات آینده را بخشکانند و مردم عزیزمان را به این وسیله امیدوار کنند. این مرجع تقلید شیعه به جوانان نیز توصیه کرده "از هر کاری که موجب تنش در انتخابات شود مخصوصا در این دو سه روز بپرهیزند." 2- احمدی‌نژاد: بعضی مسئولان گذشته را محاکمه می‌کنم: محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم، امروز دوشنبه ۱۱ خرداد (اول ژوئن) گفت اگر مجدداً به ریاست جمهوری انتخاب شود، گروهی از مسئولان ۲۴ سال اخیر ایران را محاکمه خواهد کرد. آقای احمدی‌نژاد در جمع مردم پاکدشت ورامین در جنوب تهران گفت: «امروز برای دفاع از حقوق ملت مجبورم پرونده گروهی را که ۲۴ سال در مراکز اصلی دولت و حکومت حزبی بودند و برای خود کار می‌کردند و ریشه مشکلات به اندیشه و عمل آنان برمی‌گردد، باز کنم.» آقای احمدی‌نژاد گفت برخی صفحات این پرونده را در تلویزیون با مردم در میان خواهد گذاشت. او همچنین گفت: «اگر خدا توفیق داد و ملت بار دیگر مرا انتخاب کرد همه آنها را در پیشگاه ملت محاکمه می‌کنیم و حقوق ملت را به بیت‌المال برمی‌گردانیم.» فنون و روش‌های مورد استفاده شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی تحلیل محتوای برنامه‌های انتخاب شدة شبکه‌های مختلف تلویزیونی و رادیویی نشان داد آن رسانه‌ها در حوادث پس از انتخابات، از فنون و تکنیک‌های عملیات روانی مختلفی استفاده کرده‌اند. مهم‌ترین آن روش‌ها و فنون در جدول زیر درج شده‌اند. در مطالعه ديگري که توسط الياسي، مرادي و ‌باصري (1388) صورت گرفت نشان داده شده که اين شبکه روز پس از انتخابات تا 70 روز پس از آن، به صورت میانگین حدود 30 درصد برنامه‌های خبری و گزارش‌های تحلیلی خود را به کنش‌گران اعتراض‌آمیز پس از انتخابات اختصاص داد. این نسبت در روزهای آغازین پس از انتخابات حدود 80 درصد بود که به تدریج از میزان آن کاسته شد. تحلیل محتوای برنامه‌های انتخاب شده اين شبکه نشان داد که بی.بی.سی در حوادث پس از انتخابات، از فنون و تکنیک‌های عملیات روانی مختلفی استفاده کرده که مهم‌ترین آن روش‌ها و فنون در جدول زیر ارائه مي‌شود: جدول 4: فراواني روش‌ها و فنون عمليات رواني مورد استفاده شبکه بی.بی.سی فارسي ردیف روش‌ها و فنون تعداد 1 ایجاد ابهام پیرامون انتخابات 82 2 استفاده از تکنيک دسته واگن (نمایش جمعیت زیاد معترض با پخش) 93 3 انسانیت‌زدایی از نیروهای انتظامی (نمایش خشونت آنان) 72 4 انسانیت‌زدایی از نیروهای امنیتی 74 5 انسانیت‌زدایی از سپاه و بسیج 36 6 تخریب فرمانده و جانشین ناجا 37 7 نشر شایعه تقلب 76 8 استفاده از خبرنگاران آماتور 59 9 برجسته‌سازی تعداد کشته‌ها 87 10 اگراندیسمان دامنه اعتراضات 112 11 تهییج و تشجیع معترضان (با نمایش و بیان صحنه فجیع) 86 12 انتساب کشته‌ها و مجروح‌ها به مسئولان نظام 31 13 ایجاد انشقاق بین نهادهای نظام 28 14 سیاه‌نمایی نظام 46 15 ادعای دستگیری گسترده و شکنجه 78 16 تخدیر ( پخش مکرر آهنگ، سرود و ... ) 31 17 تولید و پخش سرودها و آهنگ‌های اعتراضی 19 18 اسناد مجازی (اسناد به آمار و ارقام غیرواقعی) 49 19 جعل اخبار صدا و سیمای جمهوري اسلامي 16 20 تبلیغات سیاه (منبع دروغین) 27 21 تبلیغات خاکستری (منبع ناشناخته) 39 22 مظلوم‌نمایی از معترضان 21 23 انتساب رفتارهای غیراخلاقی به مسئولان نظام 11 24 القای یأس و ناامیدی 31 25 متهم‌سازی مسئولان کشور 11 26 تشبیه (تشبیه اعتراضات به نهضت گاندی و ماندلا) 19   جمع‌بندي و نتیجه‌گیری بر اساس مطالب و یافته‌های پژوهشی، می‌توان مهم‌ترین ویژگی‌های رسانه اثربخش (به ویژه تلویزیون) را به شرح زیر خلاصه کرد، ويژگي‌هايي كه به وفور توسط شبكه خبري بی.بی.سی مورد استفاده قرار مي‌گيرد: 1-     انجام مطلوب کارکردها: متخصصان وسایل ارتباط جمعی مهم‌ترین کارکردهای رسانه‌های ارتباط جمعی را به شرح زیر فهرست کرده‌اند. -   پر کردن اوقات فراغت مخاطبان با برنامه‌های مفرح و متنوع (کارکرد تفریحی، سرگرمی)؛ -   اطلاع‌رسانی سریع و بهنگام دربارة رخدادهای نزدیک و دور؛ -   آگاه‌سازی و آموزش مخاطبان در خصوص مسائل عمومی و تخصصی؛ -   همگن‌سازی و شکل‌دهی افکار عمومی و ‌ایجاد انسجام اجتماعی، به ويژه در شرایط بحرانی؛ -   اعطای هویت اجتماعی و افزایش تعلق ملی؛ و -   تبلیغ و ترویج هنجارها و ملاک‌های اجتماعی (کارکرد اخلاقی). ‌این کارکردها را می‌توان در چهار کارکرد خبر، آموزش، تبلیغ و سرگرمی خلاصه کرد. رسانه‌ها زمانی می‌توانند نظر مخاطبان را جلب کنند که ‌این کارکرد‌ها را به صورت مطلوب انجام دهند. به تعبیر سوربن و تانکارد (1992) «هر چه رسانه‌های یک جامعه‌ این کارکرد‌ها را بیشتر ارائه کنند، وابستگی آن جامعه به رسانه‌ها بیشتر می‌شود» (ص 414). هر چه وابستگی اعضای یک جامعه به رسانه‌ها نیز بیشتر باشد، آن رسانه‌ها بیشتر می‌توانند بر دیدگاه‌ها و رفتار مردم آن جامعه تأثیر بگذارند. ارزیابی برنامه‌های شبکه بی.بی.سی فارسی نشان می‌دهد این شبکه با داشتن برنامه‌های خبری، تحلیل اخبار، ارتباط با بینندگان، مستندهای فوق‌العاده قوی و جذاب و ... توانسته به این مهم دست یابد. 2-    رعایت اصول و قواعد انتشار اخبار (مهندسی خبر): رسانه‌های نوین واجد مشخصه‌هایی شده‌اند که آنها را از رسانه‌های دهه‌های پیشین متمایز می‌سازد. برخی از آن مشخصه‌ها عبارتند از: سرعت انتشار اخبار، تسهیلات متعدد انتشار اخبار و اطلاعات، پوشش فراگیر و فراهم ساختن امکانات ماندگاری اخبار و پیام‌ها. ناگفته آشکار است که هر رسانه‌ای برای آنکه بتواند مخاطبان وسیعی را جذب و به خود وابسته سازد، باید واجد ‌این ویژگی‌ها باشد. افزون بر آن، رسانه اثربخش رسانه‌ای است که در پخش اخبار نکات و اصول معینی را که از آن تحت عنوان مهندسی خبر یاد می‌شود، رعایت کند. در مهندسی خبر تلویزیونی تأکید می‌شود که فرآورده‌های خبر شامل پخش کوتاهی از مصاحبه (ساندبایت)؛ خبر بدون تصویر متحرک (کپسشن)؛ خبر با صدای محیط (امیانس)؛ خبر با تصویر متحرک اما بی‌صدا (ال.وی.او)؛ صدای طبیعی (نچرال ساند) و تدوین گزارش خبری (تدوین در اتاق خبر "وی سی" و ارسالی از خبرنگار "پکیج") باشد. برخی از قواعد مهندسی خبر عبارتند از كوتاه ساختن متن خبر تا جایی که از نظر زیبایی‌شناسی و اطلاع‌رسانی خدشه‌ای به بولتن خبری وارد نکند (احترام به وقت مخاطب)؛ اجتناب از گنجاندن دو خبر فاقد تصویر متحرک پشت سر هم، چون، گنجاندن دو خبر فاقد تصویر متحرک پشت سرهم، خبر تلویزیونی را به خبر رادیویی تنزل می‌دهد؛ اجتناب از استفاده مکرر از تصاویر آرشیوی؛ ممانعت از طولانی شدن شات‌ها به بیش از پنج ثانیه؛ و گنجاندن گزارش‌های خبری جذاب در بولتن خبری. در یک بولتن خبری 15 دقیقه‌ای دست‌کم باید سه گزارش خبری گنجانده شود. ارزیابی اخبار شبکه بی.بی.سی فارسی نشان می‌دهد که اکثر اصول یاد شده در برنامه‌های خبری به کار گرفته شده است. 3-    عرضه غیرمستقیم آموزش و تبلیغ: بررسی‌های متعدد نشان داده‌اند که آموزش و تبلیغ غیرمستقیم بیش از آموزش و تبلیغ مستقیم بر مخاطبان تأثیر می‌گذارد. از همین روی، رسانه‌های اثربخش به جای ارائه مستقیم آموزش و تبلیغ، می‌کوشند تا اهداف آموزشی خود را از طریق پخش اخبار، گزارش‌های اجتماعی، فیلم‌ها و سریال‌ها، محقق سازند، چون می‌دانند مخاطبان انتظار دارند که از طریق برنامه‌های تلویزیونی به "لذت بصری" برسند و برنامه‌های رادیویی "لذت سمعی" آنان را افزایش دهند. 4-    بهره‌گیری از گویندگان و گزارشگران جذاب، مقبول و مسلط: در بخش اقناع نشان داده شد که گویندگان جذاب بیش از دیگران قادرند بر مخاطبان تأثیر بگذارند. از همین روی، یک رسانة اثربخش باید از میان داوطلبان مختلف گویندگی و گزارشگری، آنانی را برگزیند که از جذابیت چهره‌ای بالا برخوردار باشند، صدای جذابی داشته باشند و مهارت کلامی آنان بالا باشد. 5-     اجتناب از یک سویه شدن اخبار و گزارش‌های خبری: مردم از رسانه فراگیر انتظار دارند تا موضوعات را از زوایای مختلف (مخالف و موافق) تحلیل کند. افزون بر آن، آنان انتظار دارند که در گزارش‌های خبری ابعاد موافق و مخالف خبر گزارش شود. بررسی‌ها نشان داده‌اند که مردم اغلب اخبار دو سویه و گزارش‌های چند جانبه را بر اخبار یک سویه ترجیح می‌دهند. از همین روی، رسانه‌های پرمخاطب دنیا می‌کوشند تا بولتن‌های خبری خود را به گونه‌ای تنظیم کنند که هر دو جنبه یک خبر به اطلاع مخاطبان برسد. نیازی به گفتن نیست که آنان نیز گزارش‌های خبری را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که با منافع ملی آنان در تضاد نباشد. از آن گذشته، تردیدی نیست که یک گزارش خبری لزوما بیان عینی واقعیت نیست، بلکه بیان عامه‌پسند واقعیت است. بیان اخبار مثبت و منفی در خصوص کاندیداها حاکی از این ویژگی خبری شبکه بی.بی.سی فارسی است. 6-    افزایش برنامه‌های انتقادی: یک تمایل روان‌شناختی در شهروندان وجود دارد که آنان را مستعد گرایش به برنامه‌ها و پیام‌های انتقادی می‌سازد (میرز، 2001). بر اساس چنین تمایلی شهروندان دوست دارند کژی عملکرد مسئولان، نابرابری‌ها، بی‌عدالتی‌ها، اجحاف‌ها و ناهنجاری‌ها را از زبان رسانه‌ها بشنوند. از همین روی، رسانه‌های کنونی دنیا همواره بخشی از برنامه‌های خود را به "نقد عملکردها" و "به چالش کشیدن مسئولان" اختصاص می‌دهند. چنین برنامه‌هایی موجب افزایش اعتماد مردم به رسانه‌ها می‌شود. گویی مردم دوست دارند تا سخنان در گوشی و اعتراضات آنان از زبان رسانه‌ها بیان شود. پیداست که برنامه‌های انتقادآمیز رسانه‌ها افزون بر جلب اعتماد مخاطبان، موجب "تخلیه هیجانی" آنان نیز می‌شود. 7-    رعایت اصول و روش‌های تبلیغاتی: رسانه‌ها علاقه‌مندند تا در موضوعات خاص اذهان مخاطبان را "دستکاری" و بر رفتار آنان تأثیر بگذارند. چنین تأثیری زمانی به دست خواهد آمد که آن رسانه‌ها اصول و روش‌های تبلیغات را رعایت کنند. 8-    توجه به نیازهای مخاطبان: گرچه رسانه‌ها می‌کوشند تا بر اولویت‌های شهروندان تأثیر بگذارند، اما چنین تأثیری زمانی ‌ایجاد خواهد شد که رسانه‌ها در تهیه و پخش برنامه‌های خود نیازهای مخاطبان را در نظر بگیرند. برای‌ این منظور لازم است گروه‌های پژوهشی رسانه‌ها به صورت مستمر مبادرت به پیمایش نیازها، ترجیحات و جهت‌گیری‌های مخاطبان کنند. البته ‌این بدان معنا نیست که رسانه‌ها همواره دنباله‌رو خواسته‌های مخاطبان خود باشند. بلکه بدان معناست که نخست: رسانه‌ها به‌گونه‌ای گام بردارند که با بی‌اعتنایی و مخالفت‌جویی مخاطبان روبه رو شوند؛ دوم: رسانه‌ها در تنظیم برنامه‌ها و گزارش‌های خود از "گستره پذیرش" مخاطبان شروع کنند و پس از جلب اعتماد آنان، پیام‌های ویژه خویش را که در جهت تنظیم اولویت‌های مخاطبان تنظیم شده‌اند، عرضه دارند. رسانه‌ها از ‌این طریق نه تنها می‌توانند انعکاس‌دهنده واقعیت‌ها باشند، بلکه می‌توانند سازنده واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی نیز باشند. 9-     توجه به منش ویژه مخاطبان: مطالعات و تحقیقات بین فرهنگی (برای مثال شولتز، 2000) نشان داده است که شهروندان هر جامعه‌ای دارای ویژگی‌های منش‌شناختی (کاراکترولوژی) خاصی هستند. بی‌اعتنایی رسانه‌های محلی به ‌این ویژگی‌ها موجب کاهش مقبولیت آنها می‌شود. از همین روی، توصیه شده است که رسانه‌ها برای افزایش دامنه اثربخشی خود نخست: ویژگی‌های منش‌شناختی مخاطبان خود را بشناسد؛ دوم: برنامه‌های خود را براساس آن ویژگی‌ها تهیه و تنظیم کنند؛ سوم: از پخش برنامه‌هایی که موجب هتک حرمت مردم یا برانگیختن حس مخالفت‌ورزی آنان می‌شود اجتناب ورزند. 10-        بهره‌گیری از افراد خلاق در تهیه و تدوین برنامه‌ها: افراد برخوردار از استعداد خلاقیت اغلب به گونه‌ای متفاوت از دیگران می‌اندیشند. متفاوت و واگرایانه‌اندیشی آنان نیز اغلب به عرضه فرآورده‌هایی منجر می‌شود که شگفتی و تحسین دیگران را برمی‌انگیزد. به همین سبب، متخصصان ارتباطات به رسانه‌ها توصیه می‌کنند که نویسندگان و تولیدکنندگان خود را از بین کسانی برگزینند که از استعداد خلاقیت بیشتری برخوردارند. ارزيابي خبر و گزارش‌هاي خبري بی.بی.سی نشان مي‌دهد اين شبكه تا حد زيادي از اين روش‌ها براي اثربخشي اخبار و محتواي رسانه‌اي خود استفاده مي‌كند. [1] پژوهشگر عضو دانشگاه امام حسين(ع) 1- Bomi 2- Thimuthy 3- SHF 1- Ball theory 2- Chaffee 3- Katz 4- Baron 5- media limited effect 6-  J. Klapper 1- paul 2-Media Determinism theory 3-Noelle- Neuman 1-Mc Guive 1- Ribinson 2-Long 3- Lippman 1-Mc combs 2-shaw [20] ingram 1- Manheim 2- xtichenor 1- Fisk [24] source [25] time [26] Audience [27] subject [28] mission
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:28  توسط   | 

امنیت اجتماعی

به نظر می‌رسد پس از اینکه امنیت فردی مورد شناسایی قرار گرفت، افراد برای تحقق و تحکیم امنیت و جایگاه خود ناگزیر از عضویت در اجتماعات یا گروههای مختلف اجتماعی هستند. این سطح از امنیت تحت عنوان امنیت اجتماعی  (Societal Security) مورد توجه و بحث قرار می‌گیرد. امنیت اجتماعی، نوع و سطحی از احساس اطمینان خاطر است که جامعه و گروه در آن نقش اساسی دارد.
 
تفاوت امنیت اجتماعی و تامین اجتماعی
در مقابل مفهوم امنیت اجتماعی که ناظر بر تدارک سلامت افراد جامعه در مقابل اقدامات خشونت آمیز و رفع دغدغه‌های ذهنی (احساس عدم امنیت) شهروندان است، مفهوم تامین اجتماعی((Social Security فقط به نگرانی‌ها و معضلات جامعه در موارد و مواقع خاص می‌پردازد. 
بنابراین ناامنی اجتماعی موردنظر این پژوهش عبارت است از مجموعه حرکت های عمدی و تحولات عادی که اطمینان خاطر افراد و انسجام گروه های اجتماعی را مخدوش می‌سازند.
براساس چهار مولفه مذکور می‌توان تصریح نمود که امنیت اجتماعی مفهومی کاملاً متمایز از تامین اجتماعی می‌باشد. مرجع تامین اجتماعی فقط بخشی از افراد جامعه است در حالیکه امنیت اجتماعی، کلیت جامعه را مد نظر دارد که در قالب گروههای مختلف اجتماعی خود نمایی می کنند.
 
تفاوت امنیت انسانی و امنیت اجتماعی
در مفهوم امنیت انسانی بر مرجعیت فرد تاکید می‌شود و عنصر اساسی مورد نظر در این مفهوم، فرد است نه گروه و حتی جامعه.
 
تفاوت امنیت اجتماعی و امنیت ملی
امنیت ملی و امنیت دولت لزوماً به معنای امنیت جامعه نیست.
با وجود همپوشانی معنایی بین امنیت ملی، امنیت اجتماعی و امنیت فردی، باید توجه داشت که مرجع آن سه مفهوم متفاوتند؛ بدین مضمون که مرجع اصلی امنیت ملی، دولت و حاکمیت ملی است، مرجع امنیت اجتماعی، جامعه است و مرجع امنیت فردی عبارت است یکایک شهروندان. در امنیت اجتماعی بر احساس امنیت گروه های اجتماعی، معیار سنجش، سطح امنیت است.
 
اگر جمعیت تشکیل‌دهنده یک کشور نسبت به ارزشهای حیاتی مانند تمامیت ارضی و رژیم سیاسی احساس تعلق کرده و در احیاء و ارتقای هویت ملی بکوشند، انسجام اجتماعی وجود دارد. اما اگر گروههای مختلف جامعه، اطمینان خاطر خود نسبت به سلامت جامعه را از دست بدهند و  با تکیه بر وجوه تمایز مذهبی، دینی و قومی، در مشروعیت ارزش‌های حیاتی تردید کنند، آنگاه نظام اجتماعی جامعه از هم گسیخته می‌شود و زمینه برای جنگ داخلی، مداخله خارجی، بی اعتمادی و امنیتی شدن مسائل عادی مهیا می‌شود.
 
امنیت اجتماعی به معنای تمهید فضا و ابزارهای لازم برای ابراز وجود و طرح نظر گروه های مختلف اجتماعی از قبیل زنان، جوانان، اقوام و اقلیت‏ها، هنگامی موثر و مطرح است که به عنوان یک امر گریزناپذیر یا یک ارزش پذیرفته شود.
امنیت اجتماعی مورد نظر، اطمینان خاطر جامعه در قبال تحولات عادی و تحرکات عمدی معطوف به سلامت و هویت خود است. همانگونه که دیده می شود در این تعریف، هویت گروهی فقط یکی از منابع نگرانی جامعه است.
 
غالب اندیشمندان غربی – از جمله اندیشمندان مکتب کپنهاگ – موضوع یا مرجع اصلی امنیت اجتماعی، را ارزش های سنتی و از پیش موجودِ (Primordial) گروه های اجتماعی می‏دانند (ویور: 1993، 10). این ارزش های سنتی مانند عقاید دینی، زبان و نوع پوشاک، در مجموع "هویت" گروه های مختلف را تشکیل می‏دهند. از این منظر، تصریح می‏شود که دولت، یگانه مرجع امنیت نیست، چه بسا هیچ تهدیدی تشکیلات دولتی و رسمی را تهدید نکند، اما در عین حال گروه های مختلف جامعه از هم گسیخته شوند و جلوه‏هایی از نارضایتی در قالب اعتراض، اعتیاد، بی‏اعتمادی، جنایت های سازمان یافته و یا موردی پشتوانه اجتماعی دولت را فرسوده ‏کنند. برخورداری از اهمیت برابر (با دولت) یکی از مسائل مورد تاکید در امنیت اجتماعی (نزد اندیشمندان غربی) است. بر این اساس، نابرابری باید تا حدی وجود داشته باشد که به نفع محروم ترین گروه های جامعه باشد و آزادی نباید به حدی برسد که برابری را فقط کانون های ثروت (سرمایه گذاران)، قدرت (حکام) و ایدئولوژی (کلیسا) تعریف کنند.
 
آخرین نکته در گفتمان غربی امنیت اجتماعی، (علاوه بر برابری خواهی، اصالت هویت و ذهنی بودن بسیاری از دغدغه ها) ماهیت نسبی (Relational) ارزش های اساسی گروه ها است. بدین مضمون که ارز شهای اساسی یک گروه در یک کشور متفاوت از ارزش های اساسی یک گروه در کشور دیگر شمرده می شود. ممکن است گروهی نسبت به اعتقادات دینی و گروهی دیگر نسبت به زبان خود حساسیت فوق‏العاده‏ای داشته باشد. این نکته را نباید فراموش کرد که در برداشت غربیان از امنیت اجتماعی، تحدید یا گسترش ارزش های حیاتیِ متعلق به گروه های خاص در جامعه، ربط وثیقی با معادلات قدرت در سطح منطقه و نظام بین‏الملل دارد.
 
طی دوران جنگ سرد (1990 – 1945) بین دولت (State) و جامعه (Society) وجه فارقی وجود داشت و اساساً، این دولت بود که هم تهدید می‏کرد و هم تهدید می‏شد. اما طی دو دهه اخیر با دگرگونی غیرقابل انکار وزن و رابطه جامعه – دولت و توانمند شدن زایدالوصف جوامع در قبال دولت‏ها، امنیت جامعه (Community Security) اعتبار شایانی یافته و حتی مقوله مستقل و جدیدی به نام «امنیت اجتماعی» پدیدار شده است. نکته دیگر اینکه، مفهوم رضایت اجتماعی نه تنها خاستگاه و پایگاه اجتماعی امنیت را برجسته ساخته، بلکه درجه قوت دولت ها هم به مشروعیت سیاسی و آنها بستگی یافته است. نارضایتی شهروندان، خود به خود نوعی آسیب پذیری درونی است که زمینه تهدید از بیرون را  مهیا می‏سازد.
 
ویور در رساله دکتری خود عنوان کرد که امنیت اجتماعی عبارت است از توانایی گروه های مختلف صنفی، قومی، ملی، جنسی و ... در حفظ و هویت یا ارزش های سنتی و ازلی خود. تعریف ویور مشخصاً برداشت غربی و یا اروپایی امنیت اجتماعی را منعکس می سازد.
 
همانطور که در امنیت ملی، دولت مرجع امنیت به شمار می‏آید و در امنیت فردی، فرد به عنوان مرجع امنیت  تلقی می شود در امنیت اجتماعی، مرجع امنیت گروه است.
بر این اساس در گفتمان غربی و به ویژه اروپایی مهمترین مساله «امنیت اجتماعی» بقای هویت گروهی است. به عبارت دیگر در جهان جدید، گروه ها تمایل ندارند هویت یا مایی(we-ness) خود را در هویت یا ماهای دیگر هضم کنند بلکه به واسطه دسترسی به امکاناتی که پیش از این در انحصار دولت بود (مانند اطلاعات)، می‏خواهند از حالت من منفعل (Me)  به صورت من فعال (I)  درآمده و هستی و بالندگی خود را تثبیت کنند.
با تغییر کانون توجه مباحث امنیتی از کشورهای غربی به کشورهای جهان سوم، به نظر می‏رسد که این تعریف، برخاسته از مسائل جهان سوم نیست و  دشواری های پیش‏روی جهان سوم قدری متفاوت و در عین حال پیچیده‏تر است.
 
یزید سایق در کنار دانشمندانی چون محمد ایوب و باری بوزان معتقد است که دولتهای جهان سوم برخلاف کشورهای پیشرفته غربی معضلات امنیتی حادی دارند، در این کشورها «آنچه در معرض خطر است تبار یک گروه یا حکومت خاص نیست بلکه بقای کشور است یعنی موجودیتی که تجلی کنش متقابل مردم، سرزمین و قدرت می‏باشد...
بوزان، محمد ایوب و یزید سایق، ادبیات مربوط به مکتب رئالیسم را خاص غرب می‏دانند و تعمیم بی حساب و کتاب آن به کشورهای جهان سوم را ناروا می‏شمارند. از این منظر، انباشت، حفظ و گسترش قدرت نظامی علاج همه مشکلات امنیتی جهان سوم نمی‏باشد و بسیاری از معضلات امنیتی کشورهای جهان سوم به لایه‏هایی چون خانواده، گروه، ساختار سنی، جنسی، نسلی و مشروعیت حکومت کنندگان و پاک بودن نیروهای دولتی مربوط است. از دید اینان کشورهای جهان سوم به قدری پیچیده و در مقابل تهدیدات آسیب پذیرند که محقق باید به طیفی از مسائل گوناگون نظر داشته باشد. کشورهای جهان سوم غالباً برای سال های متمادی تحت استعمار و سلطه کشورهای قدرتمند غربی بوده و تجربه‏ زیادی در استعمارستیزی و کسب استقلال ملی دارند. در نیمه دوم قرن بیستم کسانی سکان هدایت جهان سوم را بدست گرفتند که مبارز و ضداستعمار بودند و احتمالاً مورد تعقیب و تهدید استعمارگران بودند. این تجربه، استقلال را به متاعی ارزنده و مفهومی مقدس در قاموس رهبران جهان سومی تبدیل کرده است. درک مستقیم استعمار و چشیدن رنج های ناشی از وابستگی سبب شده تا بسیاری از رهبران نهضت‏های آزادیبخش، تمام توجه خود را به دفاع در مقابل هجوم مجدد استعمار معطوف کرده و چشمان خود را به فشارهای اعمال شده بر اقشار، اقوام و افراد مختلف جامعه ببندند. توجه بیش از حد به استقلال ملی موجب نحیف شدن امنیت اجتماعی در کشورهای جهان سوم گردیده است. دولت های پرقدرت جهان سوم بیش از هر چیز در صدد جذب سرباز، جهت جنگیدن در بحران ها برآمدند، نیروهای نظامی – امنیتی را بر نیروهای اجتماعی مقدم شمردند، هرگونه مخالفت با قدرت دولت را خیانتی به آرمان استقلال تلقی کردند، کشور را به سنگری بزرگ برای مقاومت در قبال تجاوز خارجی تبدیل کردند و توجه خاصی به پایه های اجتماعی قدرت و دغدغه های جامعه نکردند. همه این باورها و پنداشته‏ها باعث شد تا دولت به عنوان یگانه و مهمترین بازیگر عرصه قدرت، وجه اجتماعی امنیت و به طور کلی آسیب‏پذیری داخلی در تولید خطر را، نادیده بگیرد.
 
گروه های اجتماعی – یعنی مهمترین هواداران تغییر یا تثبیت وضع موجود. بحران های جاری در کشورهایی چون اوکراین، لبنان، عراق و افغانستان و نیز امریکا ستیزی پنهان که در آسیا و سایر قاره‏ها ریشه دوانده، نتیجه بی‏توجهی به بافت گرو ههای اجتماعی است، گروههایی که ارزش های سیاسی را تعریف می‏کنند و نسبت به گذشته نقش برجسته‏ای در تعریف و اجرای سیاست های دولت ها پیدا کرده‏اند. بسیاری از کشورهای جهان سوم شاهد حجم عظیمی از ناامنی اجتماعی مانند حذف هویت‏ها، بی‏اعتمادی، اعتیاد، ابتلاء به بیماری های خطرناک و کشنده، باندهای تخریب و کشتار و دزدی و مواردی از این دست می‏باشند. آمارها نشان می‏دهند که کشورهای جهان سوم با دشواری های قابل توجهی در شناسایی، ایجاد و توسعه امنیت اجتماعی مواجه هستند. هرچند بسیاری از این ناامنی‏ها حاصل شکل‏بندی جامعه شناختی و تاریخی ساکنان این کشورها است، اما با این حال به نظر می‏رسد ورود به عرصه جدید مناسبات جهانی و برخورداری از تکنولوژی های پیشرفته سبب کاهش کنترل های اجتماعی دولت شده و نوع، میزان و اثرگذاری آسیب‏ها و ناامنی‏های اجتماعی بیشتر شده است. هرچند بسیاری از این ناامنی‏ها حاصل شکل‏بندی جامعه شناختی و تاریخی ساکنان این کشورها است، اما با این حال به نظر می‏رسد ورود به عرصه جدید مناسبات جهانی و برخورداری از تکنولوژی های پیشرفته سبب کاهش کنترل های اجتماعی دولت شده و نوع، میزان و اثرگذاری آسیب‏ها و ناامنی‏های اجتماعی بیشتر شده است. گسیختگی از کانون های کنترل سنتی (مانند سست شدن کنترل والدین بر فرزندان) و افزایش چشمگیر رسانه‏های آسان، ارزان و پرسرعت سبب شده‏اند تا کشورهای جهان سوم در کنار مجموعه‏ای از معضلات ملی، گرفتار دغدغه‏های اجتماعی هم بشوند. این دغدغه‏ها، همان گونه که گفته شد جامعه و به طور واضح  گروه های مختلف اجتماعی را هدف گرفته است. به عنوان مثال گروه زنان، گروه جوانان، گروه های قومی – مذهبی و یا گروه بازنشستگان و سالخوردگان در معرض آسیب‏های خطرناکی چون فریب، اسارت، اعتیاد، حذف، تحریف و محرومیت قرار دارند. با تغییر نقش و وزن گروه های مرجع و به طور کلی زوال رضایت باطنی (امید، عشق و تواضع)، رفتارهای خشن را در جوامع جهان سوم به مرز غیرقابل مهاری رسانده است. علاوه بر خشونت‏ها و کشمکش‏های آشکار، بیشتر کشورهای در حال توسعه به مکانی ناامن برای زندگی بدل گشته‏اند و علت کلیدی آن هم وجود فقر مزمن، نداشتن افق روشن (Vision) برای زندگی، تبعیض‏های گسترده بین ساکنان جامعه، آلودگی، رشد سریع جمعیت و کیفیت وخیم زندگی می‏باشد.
 
مطالعه معضلات فوق و مقایسه آن ها با معضلات جاری کشورهای پیشرفته غربی از تفاوت های اساسی در مسائل امنیتی غرب - جهان سوم خبر می‏دهند. این تفاوت علاوه بر سطح ملی در سطح اجتماعی هم به چشم می‏خورد. اصلی‏ترین معضل کشورهای جهان سوم نه پیری که جوانی جمعیت است. در غالب کشورهای جهان سوم بیش از نیمی از جمعیت زیر 32 سال سن دارند. این بافت جوان، نیازها و سیاستگذاری خاصی را ایجاب می‏کند. نیازهایی از قبیل اشتغال، تحصیل، تربیت بدنی، مهاجرت و مسافرت، تفریح مناسب، یادگیری اجتماعی و نیازهای متعدد دیگر، تبعات امنیتی غیرقابل کنترلی برای کشورهای جهان سوم دارند. اما سیاستگذاران جهان سومی معمولاً از فرصت و قدرت لازم برای پرداختن به این آسیب‏پذیری ها برخوردار نیستند و به واسطه سلطه درک رئالیستی و اولویت امنیت (وجودی) بر آینده نگری، اغلب دغدغه‏ها به حملات نظامی خارجی و براندازی خشن قدرت های رقیب معطوف است. مطالعه سیاستگذاری امنیت ملی در کشورهای غربی و جهان سوم و بررسی مقایسه ای آن دو، این نتیجه را بدست می دهد که موضوع امنیت اجتماعی در نزد آن دو، مجموعه متفاوتی است.
 
ریشه های ظهور و شیوه های بروزSocietal Security  
مفهوم  Societal Security (امنیت اجتماعی) برای اولین بار و به مفهوم فنی کلمه در سال 1993، توسط اندیشمندانی چون باری بوزان (Barry Buzan)، ال ویور (Ole Waever) و لمیتر (Lemaiter) تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح گردید. انگیزه طرح این عبارت امواج تهدید آمیزی بود که «هویت گروهها» را در معرض خطر قرار داده بودند. بدین معنا که از یکسو با رشد فناوریهای نوین و مجتمع های صنعتی، هویت بعضی گروهها در هویت های مسلط هضم می شد (مانند غیر اقتصادی و در نتیجه نابود شدن آموزش فرهنگ و زبان اوکراینی در روسیه یا پر هزینه بودن آموزش و پژوهش به زبان کردی در ترکیه) و از سوی دیگر با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته، نوعی آشفتگی و آنومی در تمایزهای هویتی پدیدار می گردید. (مانند اقامت و اشتغال سیاهپوستان آفریقایی تبار در فرانسه یا قاچاق کارگران به کشورهای اسکاندیناوی). بوزان و ویور و بعضی دیگر از محققان اروپایی در سال 1993 با تعریف Societal Security  به عنوان «دستور کاری جدید برای امنیت در اروپا» پیشگامان مبحثی در مطالعات راهبردی شدند که امروزه به موضوعی جذاب و مناقشه انگیز مبدل شده است.
 
گفتنی است طرح مفهوم  Societal  به عنوان مبحثی امنیتی ( Security ) حاکی از وزن بالا و اهمیت والای آن مفهوم است. امنیتی دیدن (Securitization)  یک مفهوم یا وضعیت (Situation ) از اعتبار بسیار زیاد یک مفهوم یا وضعیت حکایت می کند. معمولاً موضوع عادی هنگامی امنیتی دیده می شود که یک یا چند مؤلفه از ارزشهای اساسی (Vital Values) در معرض تهدید یا آسیب پذیری قرار گرفته باشد. از این رو به خاطر اینکه موضوع  Societal Security، ارزشهای اساسی (که عبارتند از انسجام اجتماعی، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی) را مورد مخاطره قرار می دهد و با آن ارزشها سرو کار می یابد، از اهمیتی فراگیر و مداوم برخوردار می باشد.
در سال 1993 یعنی در پایان رقابت ایدئولوژیک شرق و غرب، مرکز ثقل رقابت از ایدئولوژی به تعلقات قومی و مذهبی سرایت کرد و  همزیستی اقوام مختلف و رابطه گروههای مذهبی، دینی و قومی با دولت به عنوان یک معضل مطرح گردید. فعالان قومی در نقش رهبران رهایی بخش از یکسو و دولتهای مرکزی که به مشارکت سیاسی شهروندان احتیاج مبرم داشتند، از سوی دیگر، خواسته و ناخواسته سبب تولید متون قابل توجهی در زمینه امنیت اجتماعی شدند. سطح تحلیل این مفهوم نه دولت بود و نه یکایک شهروندان، بلکه افراد متشکل در قالب گروه که دغدغه حفظ هستی و خصایص خود را داشتند اصلی‌ترین موضوع امنیت اجتماعی شدند و تلاش گسترده‌ای در پردازش این رهیافت بین رشته‌ای (Interdisciplinary approach) آغاز گردید. تاکید بر این نکته همچنان ضروری است که امنیت اجتماعی به معنای Societal آن، به‌هرحال خاستگاه غربی داشته است، اما این خاستگاه مانع از توجه محققان کشورهای جهان سوم به رهاوردهای آن نیست.  
به عقیده‌ بوزان، اگر امکانات مقابله بیش از امکانات تهدید باشد، امنیت حاصل است، اما اگر تراکم، حجم و شدت تهدید بیش از امکانات مقابله باشد، آن تهدید موجد ناامنی خواهد بود.
 
از نگاه علمای مکتب کپنهاگ هم، امنیت مطلق قابل تصوّر نیست و وجود درصدی از ناامنی و بحران، عامل بالندگی و پویایی حیات بشری است. منابع تهدید به تحرکات نظامی، تزلزل سیاسی، دغدغه اجتماعی، بی‌ثباتی اقتصادی و آلودگی زیست محیطی اطلاق می‌شود که شیوه‌ عمل آنها از طریق مولفه هایی چون مشخص بودن هویت، قریب‌الوقوع بودن، شدّت احتمال وقوع، عواقب احتمالی و پیشینه تاریخی آنها بررسی می‌شود.
 
تهدید اجتماعی: تهدید اجتماعی به هویت و ارزش‌های مورد احترام مربوط می‌شود و طی آن «ما» یی یک هویت توسط هویت دیگر مورد حمله واقع می‌گردد. این قبیل تهدیدات، در محدوده‌ داخل کشور اتفاق می‌افتد، اما اخیراً با گسترش فرآیند جهانی شدن، تهدید اجتماعی معنای بین کشوری و فراملّی را هم یافته است. موج فزاینده مهاجرت، مسافرت، تجارت، ارتباطات و هژمونی زبان انگلیسی باعث تلقی تهدید اجتماعی، به مثابه تهدید سیاسی و حتی تهدید امنیت ملّی، شده است. بر این اساس، هویت در کانون توجه مطالعات و بازیگران قرار می گیرد. ویور بر آن است که ایده‌ امنیت، ماهیت اجتماعی (Societal) داشته و در بستر جامعه ساخته و پرداخته می‌شود. تحلیل‌های امنیتی مناطق به شکل متفاوتی صورت می‌پذیرد و یکسان انگاری نظری و عملی به هیچ وجه روا نیست. نهایت اینکه هر مجموعه منطقه ای، فرمول ویژه خود را دارد. یک کشور را باید در کد منطقه‌ای خود قرار داد و امنیت-  ناامنی آن را مطالعه کرد. تجویز رویکرد امنیتی یکسان، برای مناطق مختلف، نتیجه‌بخش نیست.
 
محمد ایوب آسیب‌پذیری داخلی کشورهای جهان سوم را بیش از تهدیدات خارجی و امنیت سیاسی، و ثبات حکومتی را بیش از مؤلفه‌های زیست محیطی در امنیت پایدار سهیم می‌داند.
مکتب کپنهاگ به جای جامعه‌ پلیسی (Policing Society) از پلیس اجتماعی یا جامعه مسئول حمایت می‌کند.
تدارک مذاکره و حل مسالمت‌آمیز بحران، مهم ترین رویکرد و تجویز این مکتب است. مکتب کپنهاگ، به خصوص طی سال‌های اخیر، تلاش کرده تا از غلظت امنیتی مسائل کاسته و آن را به حوزه مدیریت سیاسی بکشاند. نهایت اینکه، خطر مورد نظر اندیشمندان مکتب کپنهاگ، در درجه اول نه تهدید خارجی که آسیب‌پذیری و شکنندگی داخلی است. بر این‌ اساس، مؤلفه‌هایی مانند انسجام و مدارای قومی، مشروعیت سیاسی، توانمندی اقتصادی در عرصه داخلی، مهم‌ترین عوامل ائتلاف و اقتدار بین‌المللی به شمار می‌آیند.
 
امنیت اجتماعی در ایران
پس از مرور و تبیین مفهوم و نظریه‌های امنیت اجتماعی، این پرسش قابل طرح است که آیا مضمون امنیت اجتماعی و اشکال بروز و ساماندهی آن در همه جوامع یکسان است؟ چگونه می‌توان ضمن استفاده از تجربه‌ها و یافته‌های جهانی، ملاحظات بومی را در طراحی و تفسیر امنیت اجتماعی دخیل نمود؟ فرض بر آن است که ریشه‌های بروز و شیوه‌های مدیریت امنیت اجتماعی در جوامع گوناگون، متفاوت است. این فرض را نظریه‌پردازان اولیه امنیت اجتماعی نیز می‌پذیرند.
 
ریشه روش شناختی تامل در معنای غربی امنیت اجتماعی به این پرسش مربوط است که آیا در ایران هم عدم اطمینان خاطر افراد و گروهها به دلیل احتمال زوال هویت ایرانی است؟ سهم و وزن دغدغه هویت در احساس ناامنی اجتماعی چقدر است؟ آیا مسائل دیگری وجود دارند که مسأله هویت خواهی را تحت الشعاع قرار می‌دهند؟ آیا می‌توان گفت که ایرانیان نسبت به هویت، هیچ دغدغه‌ای ندارند؟
 
به نظر می‌رسد هویت خواهی اولین اولویت مبحث امنیت اجتماعی (به تعریفی که گذشت) در ایران نیست. در پژوهشی که با عنوان «مسائل اجتماعی ایران» انجام گردیده است، گروهی از محققان علوم اجتماعی به استخراج عینی مسائل اجتماعی در ایران پرداخته‌اند. این گروه پژوهشی با تهیه پرسشنامه‌ای، مهمترین عوارض اجتماعی،‌اولویت و موضوعیت آنها را از عامه مردم، مسئولان و مطلعین جویا شده‌اند. مهمترین مسأله اجتماعی از دید سه گروه مذکور، صبغه اقتصادی دارند و به فقر و اشتغال مربوطند. در این تحقیق هویت‌خواهی مقام پنجم و افسردگی روانی آخرین مسأله اجتماعی ایرانیان ذکر شده است. (محمدی: 1383)
 
همانگونه که گذشت خاطرنشان ساختیم که امنیت اجتماعی عبارت است اطمینان خاطر افراد جامعه و نیز گروههای اجتماعی نسبت به موجودیت و انسجام خود در قبال تحرکات عمدی (مانند کوچاندن هوشمند یک قوم) و تحولات عادی(مانند زلزله یا گسست نسلی).
 بر اساس این تعریف، موضوع امنیت اجتماعی در ایران فقط گروه نیست بلکه فرد نیز به عنوان عضو گروه و مولفه‌ سازنده جامعه در شمول امنیت اجتماعی قرار می‌گیرد. همچنین افراد و گروهها، هم دغدغه موجودیت خود را دارند و هم نگران هویت و انسجام جمعی خود می‌باشند.
 
عناصر اصلی امنیت اجتماعی در ایران با فرض نسبی بودن، تنوع، قابل کنترل بودن، تغییر و چند وجهی بودن مفهوم امنیت اجتماعی در ایران، مهمترین دغدغه‌های ایرانیان (در سطح فردی و گروهی) به ترتیب وزن و نقش موثر، عبارتند از:

  1. فقر اقتصادی
  2. اعتیاد
  3. خشونت خانوادگی
  4. فساد و فحشا
  5. بی‌اعتمادی
  6. هویت خواهی
  7. تبعیض
  8. نظام تأمین اجتماعی
  9. جنایات سازمان یافته
  10. مسائل زنان
  11. بیماریها و اختلالات روانی

امنیت اجتماعی و مولفه‌های آن مانند انسجام گروهی، نظم عمومی، سلامت و مهارت افراد، امید به زندگی و امنیت هویت، نقش مهمی در بقاء و بالندگی ملتها دارند.


منبع : http://www.ihcs.ac.ir/Pages/Features/StaticPage.aspx?id=1276
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:23  توسط   | 

تربيت رسانه اي تهديد جدي آموزش خانواده

ورود به سايت هاي غيراخلاقي، اتاق هاي گپ و گفت وگوی نامناسب باعث مي شود تا كودك به علت كنجكاوي، نوجوان و جوان به علت گرايش هاي جنسي و لذت طلبي و مقتضاي سن و سال، در دام افراد سودجو يا افراد بي هويت قرار بگيرد...
گرداب- از آن زمان كه اين ذهنيت غلط بين اغلب خانواده هاي ايراني شكل گرفت كه جاي رايانه در اتاق بچه هاست و آنها بيشترين كاربران اين وسيله به ظاهر سرگرم كننده هستند، از آن زمان كه بيشتر والدين در قبال نمرات بيست بچه ها و دريافت كارنامه عالي در پايان يك سال تحصيلي قول خريد جديدترين گوشي تلفن همراه موجود در بازار با يك سيم كارت ثابت را به فرزندان و نوجوانان خود دادند، از آن موقع كه بچه ها به شدت تحت تأثير تبليغات ماهواره اي براي خريد جديدترين نرم افزارهاي كامپيوتري، سي دي هاي بازي و لپ تاپ، تبلت و آي پد و... قرار گرفتند و پدر و مادرها هم براي به اصطلاح تشويق و پر كردن اوقات فراغت بچه ها اين وسايل مدرن ارتباط جمعي را براي دلبندان معصوم خود تهيه كردند و دروازه ورود به دنياي اينترنت را هم ناآگاهانه براي آنها باز نمودند، همه و همه باعث شد تا ناخواسته فرزند نوجوان خود را در معرض شديدترين آسيب هاي خانوادگي، اجتماعي، رواني و هزاران آفت مدرن روز قرار دهند، آسيبي كه متأسفانه دامن گير اكثر خانواده ها شده است.

 در اين ميان آنچه كه مي تواند سپري در مقابل اين تهاجمات فرهنگي باشد، شناخت اين آسيب ها و اطلاع رساني والدين از اين خطرات خانمان سوز است.
امروزه رقيبي به نام تربيت رسانه اي از قبيل سي دي، ماهواره و اينترنت جايگزين فضاهاي تربيتي خانواده ها شده است‌. اين امر تهديدي جدي و نگران كننده براي والدين محسوب مي شود. وسايل ارتباط جمعي سرعتي وصف ناپذير يافته و زمان و مكان را درنورديده است و هيچ مانعي را بر سر راه خود برنمي تابد‌. نوجوانان كه بازيگران اصلي و سواران پيشتاز اين موج هستند، نيز بيش از هر زمان ديگري نياز به شناختن و شناخته شدن دارند.خانواده ها نه مي توانند فرزندان خود را از دسترسي به علوم و فنون روز بازدارند و نه اين كه مي توانند آنها را در چارديواري اتاق خالي محبوس كرده و تمام اين وسايل ارتباط جمعي را از دسترس آنها دور نگه دارند، بلكه همه وظيفه داريم در اين گردونه علم و ارتباط، بچه ها را نسبت به خطراتي كه آرام آرام جسم، روح و روان آنها را تخريب مي كند آگاه سازيم و نحوه صحيح استفاده از اين وسايل ارتباطي را به فرزندان مان آموزش دهيم.

بحران هويت، موسيقي هاي مبتذل غربي با مضامين و محتواي ضدديني، ماهواره و اينترنت، تلفن همراه، بلوتوث هاي مستهجن، پول هاي توجيبي بي رويه به بچه ها برخي از مهم ترين مصاديق آسيب هايي است كه نوجوانان را تهديد مي كند. به منظور آشنايي بيشتر با چگونگي ورود اين وسايل ارتباط جمعي به درون خانواده ها و اثرات مخرب آن ها در تربيت فرزندان و همچنين راهكارهاي برخورد با اين آسيب ها، دو گزارش را در اختیار مخاطبان قرار می دهیم.

دوگانگي فرهنگي
به اعتقاد كارشناسان مسائل تربيتي، اولين اثرات مخرب استفاده ناصحيح از اينترنت و وسايل ارتباط جمعي "دوگانگي فرهنگي" است. فرزندان ما در استفاده ناصحيح از اين وسايل و به خصوص اينترنت دچار تضادهايي مي شوند كه نمي توانند مسير زندگي خويش را به درستي با فرهنگ ايراني- اسلامي مطابقت داده و به نوعي دچار سرگرداني و تضادهاي فرهنگي مي شوند.

فاطمه مظهري، كارشناس مسائل تربيتي و امور مذهبي در اين خصوص مي گويد: «تحريك هاي عصبي، اختلالات يادگيري، بحران هويت و تخيل گرايي افراطي نيز از عوامل مخرب استفاده نادرست از وسايل ارتباط جمعي است. اختلالات ناشي از استفاده غلط وسايل ارتباط جمعي مي تواند اثرات جبران ناپذيري را بر روي دانش آموزان و جوانان داشته باشد. بنابراين خانواده ها با ايجاد محيطي امن و ايجاد جذابيت ها مي توانند فرزندان خود را به سوي محيط گرم خانواده راهنمايي كنند و بصيرت و بينش فرزندان را بر استفاده از اين وسايل افزايش دهند.»

خانم مظهري در ادامه مي گويد: «با ايجاد زمينه هاي مناسب، روش هاي بهره برداري درست از وسايل ارتباط جمعي در بين نوجوانان و جوانان را بايد ارتقا دهيم تا آثار تخريبي استفاده ناصحيح از اين وسايل در جامعه روبه كاهش رود.»

خطرات واقعي ابزارهاي ارتباطي در انتظار نوجوانان و جوانان
«پديده اي كه امروزه روبه افزايش است گسترش ابزارهاي ارتباطي و عدم اطلاع والدين از چگونگي عملكرد اين ابزارها است و مهم ترين آسيبي كه بچه ها از اين وسايل مي بينند به مديريت نكردن والدين در استفاده صحيح از اين ابزار برمي گردد.»

دكتر زهرا هاشم پور، روان شناس ضمن بيان مطلب فوق و با اشاره به اين كه تا چند سال گذشته تلفن و نمابر جزء تنهاترين وسايل ارتباط عمومي به شمار مي آمدند، مي گويد: «با گسترش تكنولوژي در بخش ارتباطات به مرور شبكه هاي تلويزيوني محلي از حالت محلي خارج شده و به واسطه ماهواره هاي ارتباطي در سراسر دنيا قابل مشاهده شدند، هنوز چندي از روي كار آمدن ماهواره ها نگذشته بود كه دنياي ديجيتال شكل تازه اي به خود گرفت. سيستم هاي ماهواره اي به صورت ديجيتال اقدام به انتقال تصاوير در سراسر دنيا نمودند و استفاده از سيستم ماهواره باعث سهولت در امر ارتباطات جوامع مختلف شد.»

دكتر هاشم پور، اضافه مي كند: «كم كم سيستم هاي مخابراتي نيز سيستم تلفن همراه را راه اندازي كردند. استفاده از اينترنت در جوامع گسترش يافت، تا اين كه در كشوري همچون ايران طي كمتر از 10 سال به راحتي در هر خانه اي يك رايانه متصل به اينترنت و براي هر عضو خانواده بالاي 18 سال يك گوشي و يك سيم كارت تلفن همراه در دسترس قرار گرفته است. حال آن كه از خطرات استفاده غيرمتعارف از اين ابزارهاي ارتباطي بي اطلاع هستيم.»

دكتر هاشم پور، با اشاره به اين موضوع كه يكي از ابزارهاي كارآمد دنياي امروز رايانه است كه هركس با هر سني و دانشي را به سمت خود جذب مي كند، خاطرنشان مي سازد: «بازي هاي مهيج رايانه اي، فيلم هاي انيميشني، برنامه هاي آموزشي، سهولت در امر فعاليت هاي روزمره و سرگرمي از يك سو، ورود به سايت هاي غيراخلاقي اتاق هاي گپ و گفت وگو (چت) و بحث هاي متفاوت از سوي ديگر باعث مي شود تا كودك به علت كنجكاوي، نوجوان و جوان به علت گرايش هاي جنسي و لذت طلبي و مقتضاي سن و سال، در دام افراد سودجو يا افراد بي هويت كه به منظور و هدف انحرافات اخلاقي در چت روم ها يا در سايت هاي مختلف فعاليت مي كنند، قرار بگيرد و در ادامه اين مسير كم كم راه بازگشت را از دست بدهد.»

وي در ادامه همچنين بر آسيب هايي كه از طريق اينترنت به نوجوانان وارد مي شود هم اشاره مي كند و مي گويد: «اينترنت هم مثل تمام وسايل ارتباط جمعي جنبه هاي مثبت و منفي دارد. اين پديده علي رغم فرصت هاي مناسبي از قبيل دست يابي به اطلاعات فراوان مورد نياز و توسعه و توليد دانش براي ما، تهديدهايي را متوجه افراد مي سازد و از آنجا كه بيشترين كاربران آن را نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند، استفاده نادرست از آن به دليل مشغله زياد والدين و نظارت كم رنگ آنها، مي تواند نيروي پويا و كارآمد كشور را تهديد كند.»

دكتر هاشم پور، اضافه مي كند: «استفاده نادرست از اينترنت دو وجه متمايز دارد، يكي اين كه كاربران در هدفمندي و ميزان استفاده از آن تابع ضابطه و قاعده اي نباشند كه در اين صورت جوانان و نوجوانان عادت مي كنند اوقات فراغت خود را به بيهودگي و بدون برنامه ريزي بگذرانند و اين تصور در ذهن آنها شكل گيرد كه نهايت زندگي چيزي جز بازي و سرگرمي و كام جويي نيست و وجه دوم، نوع بهره برداري از آن و مراجعه به سايت هايي است كه موارد ناهنجار و غيراخلاقي را ترويج مي كنند كه از اين طريق هم هويت ملي فرد را مورد تهاجم قرار مي دهند و هم به تخريب شخصيت اجتماعي و حوزه رواني او مي پردازند.»

وي با اشاره به اينكه نخستين و شايد خطرناك ترين اثر منفي اينترنت كه موجب استفاده هاي نادرست نوجوانان از اينترنت مي شود، "اعتياد اينترنتي" است، مي گويد: «زياده روي در استفاده از اينترنت مي تواند براي سلامت فكري و فيزيكي شخص خطرناك باشد. اعتياد به اينترنت و رايانه كاركرد انطباقي شخص را مختل مي كند، ضمن اين كه اضطراب، افسردگي، كج خلقي، بي قراري و افكار وسواسي را هم براي فرد به دنبال دارد. از طرفي در عين حال كه روابط اين افراد به ويژه نوجوانان و جوانان در جهان مجازي افزايش مي يابد، در مقابل از دامنه روابط آنان در جهان واقعي كاسته مي شود. همچنين احتمال لطمه ديدن عملكرد آموزشي نيز وجود دارد.»

دكتر هاشم پور، همچنين تصريح مي كند: «بهتر است رايانه در اتاق شخصي فرزندان نباشد (مخصوصا اگر در سن نوجواني و بلوغ هستند و رايانه قابليت اتصال به اينترنت را داراست.) رايانه بايد در محلي باشد كه والدين به راحتي بر صفحه مانيتور نظارت داشته باشند، در صورتي كه امكان قرار دادن رايانه در محلي غير از اتاق شخصي ميسر نیست ، لازم است در مواقعي كه فرزند در اتاق خود مشغول كار با رايانه است به صورت غيرمستقيم بر كار آنها ناظر باشند.»

اهميت توجه به نوجوانان
نوجواني زمان بروز خلاقيت در انسان است. در اين دوره بچه از بازي با لگو، ماشين و عروسك بيرون آمده و ديگر نمي توان وي را به هر چيزي سرگرم كرد، به همين دليل توجه به او در سنين نوجواني بسيار مهم تر از هر دوره اي است.

حجت الاسلام حسن قرباني محقق و پژوهشگر مسائل ديني با اشاره به اينكه تغيير در بخش هاي بدني و رواني انسان در اين دوره او را نسبت به بسياري از امور حساس مي كند و واكنش هاي عاطفي و احساسي او را برمي انگيزد، خاطر نشان مي كند: «يك نوجوان در اين سنين، در دوره اي قرار دارد كه عقل در وي هنوز كاملا رشد نيافته ولي عاطفه و احساسات در او اوج گرفته است و واكنش و كنش هاي عصبي و پرخاش جويانه او، ريشه در همين شدت يافتن احساسات دارد.»

وي مي گويد: «بي گمان دوره نوجواني را باید دوره انقلاب ها و گذار دانست. انسان از سادگي كودكي بيرون آمده و توانايي هاي جسمي و بدني او به شدت افزايش و فعل و انفعالات دروني رشد ناگهاني كرده است. اگر دوره نوجواني به خوبي مديريت و مهار شود، در جواني كه عقل بروز و ظهور مي يابد، عقل و عاطفه انسان را به كمالي مي رساند كه مي توان از آن به "اوج انسانيت" تعبير كرد.»

حجت الاسلام قرباني اضافه مي كند: «سركوب عواطف در نوجواني و برخورد نادرست با احساسات اين دوره مي تواند انسان را در دوره جواني انساني خشك و بي روح و بي عاطفه كند، يا او را به سوي رفتارهاي عاطفي شديد در دوره بزرگسالي هدايت کند.»

از اين روست كه در روايات به همان اندازه كه بر رها كردن كودكان به حال خود براي بازي و سرگرمي در كودكي تاكيد شده است، در دوره نوجواني بر مواظبت و مديريت احساسات و عواطف او تاكيد شده است.

تقويت اعتماد به نفس نوجوانان
در برخي از روايات از مربيان و اوليا بچه ها خواسته شده تا در دوره نوجواني او را وزير خويش قرار دهند، يعني در هر كاري او را به كارگرفته و به او اعتماد كرده و اين گونه اعتماد به نفس او را افزايش دهند تا زمينه استقلال در وي فراهم آيد. وزارت نوجوان به اين معناست كه او را نباید به حال خود رها كرد و همانند دوره كودكي با او روبرو شد؛ چرا كه اين گونه رها كردن و سرگرم شدن موجب مي شود تا نتواند مسير درست رشد را بپيمايد. بنابراين باید  به نوجوان كارهايي را محول كرد تا زير نظر مستقيم مربي كار كند و زمينه استقلال عمل را به دست آورد.

حجت الاسلام قرباني، با اشاره به اين كه چهار وظيفه اصلي در اين دوره بر اوليا و مربيان نوجوان از سوي اسلام گذاشته شده خاطر نشان مي كند: «دعوت به اطاعت خدا، آموزش واجبات، نهي از منكرات و برانگيختن بركارهاي خير و نيك نيز از جمله اين وظايف هستند و در اين روايت كه در بحارا لانوار ج 71، ص 86 آمده، به خوبي شرايط و نيازهاي بچه ها معرفي و راه هاي درمان نيز تعيين و مشخص شده است.»

حجت الاسلام قرباني مي گويد: «شرايط امروزي دنيا، درصد رفتارهاي پرخطر را در نوجوانان افزايش داده است، آسان شدن ارتباط در هر شكل و شيوه اي به نوجوانان اين امكان را مي بخشد تا هرگونه كه خواست عمل كند و نسبت به هر چيزي اطلاعات كافي داشته باشد. تلفن همراه با ابزارهاي ارسال تصاوير و اينترنت و دام هاي بزرگ در جهان مجازي و وبگردي افزون بر اينكه نوجوانان را از حضور در جمع واقعي و دنياي حقيقي باز مي دارد و گوشه گير مي كند و به جهان مجازي و خلوت مي كشاند، به همان اندازه او را در خطر انحراف قرار مي دهد

اين پژوهشگر با استناد به روايتي از پيامبر اعظم(ص) در مورد دوره هاي رشد در بچه ها مي گويد: «حضرت رسول(ص) مي فرمايند: "فرزند تو هفت سال آقا، هفت سال بنده و هفت سال وزير است، اگر تا سن بيست و يك سالگي، خوي و خصلت هايش را پسنديدي كه خوب وگرنه او را به حال خويش رها كن، زيرا تو در پيشگاه خدا معذوري." اين كه در روايات وارد شده كه فرزند را در نوجواني وزير خود قرار دهيد، به اين معناست كه او را همواره در كنار خود نگه داريد و به كارگيري او در كارهاي خود، افزون بر اين كه به او آموزش زندگي مي دهد، اجازه نمي دهد تا ديگران از خلوت و قدرت احساسات و عواطف انساني او سوء استفاده كرده و او را به مسيرهاي ناكجا آبادي كه آخرش جزتباهي نيست، سوق دهند.»

بحران هويت، آسيبي جدي براي نوجوانان
اصلي ترين آسيبي كه در حال حاضر نسل جوان و نوجوان را تهديد مي كند آسيب بحران هويت است.

دكتر محمدرضا كرمي كارشناس امور فرهنگي مي گويد: «تك تك آسيب هاي اجتماعي كه در حال حاضر با آنها درگير هستيم حاصل عدم پرداخت صحيح به مقوله هويت نوجوانان و جوانان است.»

وي مي گويد:«بعد از پايان جنگ تحميلي يك خلأ جدي در عرصه هويت سازي ايجاد شد و متاسفانه در دوران سازندگي و اصلاحات، ساختار هويت از هويت ملي- اسلامي به هويت مبتني بر تفكر غرب، هويت صنعتي، سبك زندگي و مصرف گرايي مبتني بر تفكر اختصاصي غرب در جامعه شكل گرفت و در مورد تعاريف هويت بين نسل جديد و قديم و بين خانواده ها گسست جدي ايجاد كرد و اين شكاف روز به روز عميق تر مي شود و توجه زيادي هم به بازيابي هويت صورت نمي گيرد.»

دكتر كرمي مي گويد: «اگر امروز مي بينيم نسل جديد و جوان، ذائقه هاي متفاوتي در نوع پوشش و لباس خود دارد و در سبك موسيقي و سينما از يك ذائقه ديگري برخوردار است، به اين دليل است كه آن هويت اصلي و ملي را خيلي خوب به او معرفي نكرده ايم و در اين بين اگر سراغ مصاديق برويم و اصل و ريشه را درست نكنيم، با حل هر مصداق، مصداقي جديد جايگزين مي شود. مثلا ممكن است با يك فشار يا يك برنامه كوتاه مدت مسئله پوشش حل شود، اما به جاي آن انديشه و نگاه غربي در سبك زندگي رسوخ مي كند. بنابراين اگر قرار است آسيب هاي اجتماعي حل شود بايد با يك نگاه ريشه اي از هويت شروع كنيم.»

دكتر كرمي خاطر نشان مي كند: «بازيابي هويت نوجوان و شناسايي هويت ملي و ديني و تربيت هويت انقلابي نيز بايد در دستور كار تمام مسئولان و مربيان آموزشي و تربيتي قرار گيرد تا به تبع آن آسيب هايي كه از ناحيه بحران هويت برخاسته، به مرور زمان جبران و رفع شود.»
صديقه توانا

منبع: کیهان
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:19  توسط   | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر